تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
بخشى از رشته‌هايش با اراده‌ى خاص مطلقش و بدون آگاهى ما بر مهم‌ترين اعضا و بلكه بر همه‌ى سلولهاى بدن ما حكومت مىكند گويى در اين جهان عصبى دو ضمير مستقل وجود دارد ، ضمير خودآگاه و ضمير ناخودآگاه كه اولى ممكن است به خطا رود در حالى كه ضمير ناخودآگاه در حال سلامت هرگز دچار اشتباه نمىشود . همچنين چون ضمير خودآگاه هيچ‌گاه از اعمال همكارش آگاهى ندارد و دخالت نمىكند اختلالى را موجب نمىشود در حالى كه ضمير ناخودآگاه به همه‌ى اعمال ضمير خودآگاه وقوف داشته و در نهان به آن نظم مىدهد . اگر ضمير خودآگاه عمل نكند يا از كار بيفتد عوارض ناشى از سكون يا تعطيلى آن‌چنان است كه عضلات ما از حركت بازمىايستد ذهنمان از تفكرى صحيح ناتوان مىشود و حالى شبيه به حالت خواب پيدا مىكنيم اما اگر ضمير ناخودآگاه از كار بيفتد كار قلب ، معده ، كبد و ديگر احشاء مختل مىشود و مرگ ما را تهديد خواهد كرد آيا اين جدايى شگفت‌انگيز استوار حكيمانه ميان دو حكومت ، از آثار تصادف كور است . » « اين بايگانى دفاعى چيست كه همچون يك مركز فرماندهى عمل مىكند و در هريك از اتاق‌هاى آن افسرى وجود دارد كه هزارها نامه‌ى وارد شده از طريق حواس را دريافت و مضمون خبر آنها را به اطلاع فرمانده‌ى عالى مىرساند فرمانده‌ى كل نامه ها را مىخواند يكى را در زير ديگرى قرار مىدهد . يكى را در اعماق قفسه‌ها بايگانى مىكند مضمون نامه‌ها را با هم مقايسه مىكند مطالب آنها را كم و زياد و تعديل مىنمايد و در جستجوى علت برمىآيد تا به مرحله‌ى استنتاج مىرسد و از دريافت‌هاى حسى ذخيره شده جديد و قديم ادراك عقلى شگفت انگيزى پديد مىآورد كه به واسطه‌ى آن روند تكامل او صورت مىگيرد و اين رشد و تعالى به پايه‌اى مىرسد كه خداوند او را جانشين خود در زمين قرار مىدهد ، تكريم مىكند و به وسيله‌ى قلم تعليمش مىدهد . آيا همه‌ى اين شگفتىها ، اتفاق ، استوارى ، اندازه گيرى دقيق ، تعادل و توازن تنظيم ، رابطه‌ى هماهنگ و همكارى بين ميليونها ميليون ذره‌ى سلول و عصب از آثار كور تصادف است » . ( داستان ايمان گفت و شنودى در قلمرو فلسفه‌ى علم و قرآن شيخ نديم جسر به ترجمه‌ى سعيد رفعت جاه چاپ اول ) . به‌هرحال دستگاه عصبى دنيايى عجيب و پر از اسرار است كه در دهه‌هاى اخير دانش تشريح و فيزيولژى به درون بسيارى از رمز و رازهايش راه يافته گرهها را گشوده و كتابهايى را نوشته‌اند به نحوى كه براى نوشتن همين مطلب دو سه صفحه‌اى به سه چهار كتاب 200 تا 300 صفحه‌اى كه اختصاصا درباره‌ى مغز و اعصاب نوشته شده و در اختيار داشتم مرور و مراجعه كردم و در اين كتاب‌ها به قدرى مطالب تازه ، متنوع با نكات جالب و دقيق علمى يافتم كه اگر مىخواستم فقط قسمتهايى از آن را اقتباس و نقل كنم مجموعه‌ى انتخابى از محتواى تمام فصول كتاب بيشتر مىشد لذا با توجه به تناسب موضوع با ديگر مسائل اين فصل فقط نكاتى ساده و متعارف را از ميان انبوهى كار تحقيقى كه در دهه‌هاى پايانى قرن بيستم صورت گرفته است برگزيدم تا ضمن رعايت هماهنگى خواننده‌ى عزيز را هم از خرمن گسترده‌ى اين دانش بىنصيب نگذارم و به موضوع اصلى كه مرورى بر أحسن صوركم مىباشد ربط دهم و از بيان والاى خالق دانا مدد گيرم كه فرمود :
الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ
« 1 » ؛ تا گوشه‌اى از فسواك فعدلك را با هماهنگى سه سيستم عصبى
هامش
( 1 ) . انفطار / 7 .