« 1 » .
گوش : گوش عبارت از يك عضو غضروفى نرم و چين و شكندار و تابدار است . گوش از سه قسمت اصلى تشكيل شده كه عبارتند از گوش خارجى ، گوش ميانى و گوش داخلى .
مهمترين قسمت گوش داخلى قسمت حلزونى شكل آن است . داخل اين قسمت يا مجراى حلزونى مملو از اعصاب شنوائى ، مايع و تارهاى موئى شكل مىباشد .
اين تارهاى موئى و اعصاب شنوائى هستند كه صدا يا پيامهاى رسيده را به مغز مىرسانند . تعداد سلولهاى عصبى دريافتكنندهى امواج صوتى در گوش به 30000 سلول عصبى مىرسد . علاوه بر موارد فوق عوامل و اندامهاى ديگرى نيز در گوش وجود دارند كه نقش بسيار مؤثرى در شنوايى ايفا مىكنند .
در خون كامل 25 ميليون ميليون گلبول قرمز براى حمل اكسيژن و 25 ميليارد گلبول سفيد براى مقابله با ميكروبها و دفاع از بدن وجود دارد . علاوه بر اين در خون يك ميليون ميليون پلاكت خونى وجود دارد كه باعث بند آمدن خونريزى و لخته شدن خون مىگردند . اين پلاكتها در مغز استخوان ساخته مىشوند و در هر ثانيه 5 ميليون از آنها به همراه 1 ميليون گلبول قرمز و 000 / 120 گلبول سفيد وارد خون مىشوند .
اين امر اهمّيت استخوانها در توليد مواد تشكيلدهندهى خون را نشان مىدهد . در افراد مسن ، ميزان توليد اين مواد كاهش مىيابد . اينجاست كه ناخودآگاه انسان به ياد آيهى قرآنى كه
قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً
« 2 » مىافتد .
يك بار جهش منى در مرد حاوى سيصد ميليون جاندار منوى ( اسپرماتوزوئيد ) است . و انسان فقط از يك اسپرم آنكه موفق مىشود با تخمك زن لقاح يابد ، به وجود مىآيد .
در هر كليه يك ميليون واحد تصفيه خون به نام نفرون
( Nephrone )
وجود دارد ، و در هر 24 ساعت 1800 ليتر خون توسط كليهها تصفيه مىشود . و از اين مقدار خون در خلال اين مدت حدود 2 / 1 - 1 ليتر جدا گشته و دفع مىشود كه ما آن را پيشاب يا بول مىناميم . طول لولههاى نفرونها جمعا به 50 كيلومتر مىرسد
صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ
« 3 »
يك حكمت تشريحى :
دربارهى پوشش عصبى زبان ، علماى تشريح به اين نتيجه رسيدهاند كه پرزهاى چشايى موجود در آخرين ثلث زبان به وسيلهى عصب حلقى - زبانى حساس مىشوند . امّا در دو ثلث قدامى ، اين پرزها به وسيلهى يك رشته عصب كه از عصب صورتى هفتم جدا گشته ، حساس مىشوند . اين شعبه از عصب را عصب واسطهاى وريسبرگ مىنامند . نسوج چشايى در عصب حلقى - زبانى و نسوج چشايى در عصب واسطهاى ، همگى از عقدهى زانويى مبدأ مىگيرند . « 4 »
دربارهى راز اين مسأله ، دانشمندان تحقيقات فراوانى انجام دادند و در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه عصب واسطهاى و ريسبرگ يك عصب سرگردان است و راه خود را گم كرده است . زيرا از يك جهت عصبى است حلقى و از همان مبدأ شروع مىشود كه عصب حلقى از آنجا آغاز شده است ( قسمت فوقانى شيار
هامش
( 1 ) . « به درستى كه انسان را به نيكوترين شكل آفريديم . » تين / 4 .
( 2 ) . « عرض كرد پروردگارا استخوان من سست گشت و فروغ پيرى بر سرم بتافت . » ( مريم 4 )
( 3 ) . « صنع خداست كه هر شىء را به نيكوترين وجهى خلق كرده است . » ( نحل / 88 )
( 4 ) . عقدهى زانويى گره كوچك عصبى است كه در مقابل انتهاى خارجى اولين قسمت مجراى فالوپ بر روى سطح قدامى عصب صورتى واقع است .