تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
« ژن » كه برخى از پدر و برخى از مادر آمده‌اند ، نطفه‌ى نوزاد را تشكيل مىدهند . هريك از اين ميليون‌ها ژن « قدر مخصوص خود را همراه دارند » يكى شكل صورت ، ديگرى رنگ پوست ، آن ديگر قد و اندازه و بالاخره تمام مشخصات ظاهرى و خلقى نوزاد آتى حتى طرز كار اعضاى بدن نوزاد را هم اين ژن‌ها تعيين مىكنند ، حتى برخى ژن‌ها مقاومت بدن نوزاد را در مقابل امراضى معين ، زياد و كم مىكنند . بدين‌ترتيب ، قسمت عمده‌ى سرنوشت نوزاد آتى ( يا قدر اجبارى ) هنگام خلق نطفه تعيين مىشود و نوزاد هيچ اختيارى در آن ندارد ، نه در انتخاب اينكه دختر باشد يا پسر و نه در انتخاب اين ژن‌ها ( و آنچه از طريق اين ژن‌ها از پدر و مادر و نياكان پدرى و مادرى به ارث خواهد برد ) ، نه در رفتار اين ژن‌ها و نه در اثراتى كه اين ژن‌ها در زندگى آتى او خواهند داشت .
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
« 1 » يعنى « آگاه باش كه خلقت و امر به دست اوست . »
قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
« 2 » و اين كاملا مطابق است با آيه‌ى مباركه‌اى كه قبلا هم گفتيم :
مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ
« 3 » يعنى : « ( نوزاد را ) از نطفه‌اى آفريد و « قدر » او را در آن نطفه تعيين كرد . » و طبق تعريف سنتى كه علامه ارائه مىدهد : قدر ، چيزى است كه به وسيله‌ى آن هر موجودى متعين و متمايز از غير خود مىشود . . . « قدر » عبارت از خصوصيت وجودى و كيفيت خلقت هر موجود است . آنچه كه ما در اينجا درباره‌ى « قدر » انسان گفتيم « قدر جبرى » اوست كه خود انسان در آن اختيارى ندارد و الا « قدر اختيارى » انسان غير از آن است ، قدر اختيارى را خود انسان پس از به دنيا آمدن و به عقل رسيدن ( در چهارچوب مشيت كلى الهى ) خود براى خود تعيين مىكند .

زنده ماندن يا سقط جنين

در قرآن درباره‌ى زنده ماندن طفل در رحم يا سقط شدن و همچنين توأم بودن دو نوزاد ( دوقلو بودن ) مىفرمايد :
اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ
« 4 » يعنى « خدا مىداند كه هر موجود حامله‌اى چه بار دارد ، و رحم‌ها چه كم و زياد مىكنند و همه چيز نزد او به اندازه است . » علامه در تفسير اين آيه مىنويسد : مناسب آن است كه امور سه‌گانه‌اى كه در آيه ذكر شده : يكى در جمله‌ى
ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى
و يكى در جمله‌ى
ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ
و يكى در جمله‌ى
وَ ما تَزْدادُ ،
اشاره به سه تا از كارهاى رحم در ايام حمل باشد . سپس به تفسيرهاى مختلف مفسران اشاره نموده كه به نظر مىرسد مناسب‌ترين آنها « 5 » عبارت است از اينكه
ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى
يعنى خداوند مىداند كه زنان چه بار دارند - دختر يا پسر - و
ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ
يعنى حمل نباشد بلكه سقط جنين باشد و منظور از
وَ ما تَزْدادُ
زياده از يك دختر يا يك پسر باشد .
هامش
( 1 ) . اعراف / 54 . ( 2 ) . نساء / 78 . ( 3 ) . عبس / 19 . ( 4 ) . رعد / 8 . ( 5 ) . مجمع البيان ، ج 5 ، جزء 3 ؛ ص 150 ؛ عياشى ، ج 2 ، ص 204 ، ح 12 .