براى مردمان صابر و شكور آيات و حكم هويداست » « 1 » راجع به بوستان و خرمى شهر و اينكه پروردگار آن را نشانهى خود شمرده و نزديكى دهات ( قريهها ) را به هم با كلمهى باركنا - تأييد فرموده در جاى خود سخن خواهيم گفت فقط روى كلمهى ما در اينجا متوجه كلمهى - فاعرضوا - است كه در برابر - و اشكروا - آورده شده ، پروردگار مىفرمايد مردم به جاى آنكه نسبت به همهى نعمتها كه بر آنها ارزانى داشته شده شكرگزارى كنند راه اعراض سپردند و روىگردان شدند و نتيجه آن شد كه شد .
شكر هر چيز بايد درخور آن باشد فى المثل شكر مقام و رياست آن است كه به كار بندگان درماندهى خدا رسيدگى شود . شكر ثروت آنكه بينوايان را دستگيرند . و شكر پزشك به درد مردم رسيدن و شكرانهى استفاده از نيروهاى انسانى آبادانى شهرها و كشورهاست اگر مردم شهر سبأ اين قسمت را رعايت كرده بودند و شهر خود را به صورت بهشتى در مىآوردند و به جاى آنكه به تفريحات مدام و عيش و نوش پىدرپى بپردازند نسبت به عامل زمان صرفهجويى كرده و به عنوان شكرگزارى به كار عمران و تهيهى وسايل رفاه و آسايش بندگان خدا و تعمير و رسيدگى به بنيه و قدرت سد و برآوردها و پيشبينىهاى لازم جهت جلوگيرى از خطرهاى احتمالى مشغول مىشدند زندگى پرنازونعمت آنها دوام داشت . ولى آنان اعراض كردند و روگردان شدند تا رويشان سياه شد .
آرى اگر تفريحات به نام سالم خود را شيارى زده بودند سد شيارى برنمىداشت و سالم مىماند . به علاوه قرآن با ذكر كلمهى شكرگزارى سدسازى ، عمرانى و آبادى ، احداث باغها و در نتيجه نزديك شدن مراكز انسانى و آسان و دلپسند نمودن مسافرتها را تأييد بلكه تشويق مىفرمايد .
هامش
( 1 ) . نقل از قرآن ترجمهى آقاى مهدى الهى قمشهاى ( سبأ / 15 تا 18 )