اخلاقش بد مىشود ، و هركس كه اخلاقش بد شده باشد ، به او گوشت بخورانيد . »
3 - اخلاق را نيكو مىسازد .
اين خصوصيت ، از حديثى كه گذشت به خوبى فهميده مىشود .
4 - سرآمد و سرور غذاهاى دنيا و آخرت است .
پيامبر اكرم « صلى اللّه عليه و آله » فرمود :
« سيد طعام الدنيا و الاخرة اللحم » « 1 »
« سرور غذاهاى دنيا و آخرت ، گوشت است . »
5 - گوشت تازه بهتر است .
در قرآن ، تعبير
لَحْماً طَرِيًّا
« 2 » يعنى ، « گوشت تازه » به كار رفته است .
تكيهى قرآن روى « لحم طرىّ » ( گوشت تازه ) اشارهى پرمعنايى به فوايد تغذيه به چنين گوشتها در برابر زيانهاى گوشتهاى كهنه و كنسرو و امثال آن است . « 3 »
6 - زياد خوردن گوشت ، زيانآور است
، همچنانكه نخوردن آن ضرر دارد .
پيامبر اكرم « صلى اللّه عليه و آله » همان گونه كه از چهل روز پىدرپى گوشت نخوردن منع فرموده و آن را زيانآور مىدانند ، از چهل روز پىدرپى گوشت خوردن نيز منع فرموده و آن را نيز مضر دانسته و مىفرمايد :
« من اكل اللحم اربعين صباحا قسا قلبه » « 4 »
« هركس چهل روز گوشت بخورد ، سنگدل خواهد شد . »
امام صادق « عليه السلام » نيز مىفرمايد :
« ( فاللحم ) فى كل ثلاثة ، فيكون فى الشهر عشر مرات ، لا اكثر من ذلك » « 5 »
« [ پس مصرف گوشت ، يك مرتبه ] در هر سه روز [ بايد باشد ] ؛ يعنى در هر ماه ، ده مرتبه ، نه بيش از آن . »
7 - گوشت ميش فضيلت دارد .
سعد بن سعد به امام ابو الحسن « عليه السلام » عرض مىكند : خانوادهى من گوشت ميش نمىخورند و مىگويند : امراض و دردها را تحريك مىكند . امام در پاسخ مىفرمايد :
« لو علم اللّه عزّ و جلّ شيئا اكرم من الضأن لفدي به اسماعيل » « 6 »
« اگر خداوند ، چيزى را گرامىتر و بهتر از ميش مىدانست ، آن را به جاى اسماعيل « عليه السلام » قربانى مىكرد . »
8 - خام خوردن گوشت ممنوع است .
امام باقر « عليه السلام » فرمود :
« ان رسول اللّه « صلى اللّه عليه و آله » فى ان يؤكل اللحم غريضا . و قال : انما تأكله السباع » « 7 »
« به درستى كه رسول خدا « صلى اللّه عليه و آله » از خوردن گوشت خام نهى نموده و فرمود : حيوانات درنده آن را مىخورند . »
« عن هشام بن سالم سألت ابا عبد اللّه « عليه السلام » عن اكل اللحم النّىء فقال : هذا طعام السبّاع » « 8 »
« از هشام بن سالم روايت شده كه از حضرت صادق « عليه السلام » دربارهى خوردن گوشت خام پرسيدم ، فرمود : اين غذاى درندگان است . »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 6 ، ص 286 .
( 2 ) . فاطر / 12 .
( 3 ) . تفسير نمونه ، ج 18 ، ص 206 .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 62 ، ص 294 .
( 5 ) . الحياة ، ج 6 ، ص 123 ، ( نقل از : كافى ، ج 5 ، ص 511 و 512 ) .
( 6 ) . صحيح الكافى ، ج 3 ، ص 189 .
( 7 ) . صحيح الكافى ، ج 3 ، ص 189 .
( 8 ) . همان ، ص 190 .