تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ * إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ
« 1 »
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
« 2 » براى استنكاف ابليس از امر خدا توجيه‌هاى در بعضى آيات آمده است :
قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
« 3 »
قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
« 4 » به تعبير ديگر ، انرژى است كه اصولا برتر و حاكم عمل‌كننده‌ى روى ماده بوده ؛ حالا مشكل است تحت فرمان ماده‌ى پست و چركين قرار گيرد . اين هم از خودبزرگ‌بينى يا تكبّر است . در جاى ديگر قرآن گفته شده است كه شيطان از جن بود و جن هم از شعله‌ى آتش خلق شده است كه يك نوع حرارت و مرحله‌ى پست انرژى مىباشد . صرف‌نظر از اينكه تشكيل چنين مجمعى از فرشتگان در حضور خدا و طرح چنين مباحث و علم آموختن و امتحان كردن حضورى از آدمى كه هنوز آفريده نشده است تا چه اندازه‌اى براى ذهن محدود ما قابل درك و قبول باشد ، اصل مطلب و جريان موضوع نه تنها دور از منطق و واقعيات به نظر نمىآيد بلكه به گونه‌اى رمزى و فشرده ، بسيارى از اكتشافات جديد و نظريات علمى را ظاهر مىسازد . 8 - در هرحال ابليس براى عصيان خود كه اغواگرى انسان و خرابكارى در زمين باشد ، از خدا رخصت و مهلتى
إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ *
مىگيرد اوّلين عمل او فريب دادن و به عصيان كشيدن حوا و آدم با وعده‌ى زندگى ابدى يافتن است كه در بهشت منزل گرفته‌اند . 9 - پشت سر آن پريشانى و پشيمانى است كه به آدم دست مىدهد . آدم براى بازگشت و ارتقاى محتاج به پشتيبان و راهنماست . توبه از آدم و رحمت و هدايت از پروردگار :
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
« 5 » توبه‌ى آدم پذيرفته مىشود ولى عدم شايستگى آنها براى زندگى در بهشت نيز مسلّم گرديده بايد در زمين فرود آيند . دشمنيها ببينند و استقرار و بهره‌مندى موقت داشته باشند :
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
« 6 » 10 - جريان فوق يا مدار فريب - گمراهى - گرفتارى - پشيمانى - دريافت و بازگشت و بالاخره اصلاح يا تكامل‌مدارى است كه هزاران هزار بار و ميليون‌ها ميليارد دفعه در زندگى فرزندان آدم و حوا تكرار خواهد شد تا پله‌هاى نردبان تكامل فرد و نوع انسان به پاى خود آنها ، يعنى با تجربه ، تلاش ، اراده و
هامش
( 1 ) . حجر / 30 و 31 : « پس تمام فرشتگان ( بر آدم ) سجده كردند . مگر ابليس كه نخواست همراه سجده‌كنندگان باشد . » ( 2 ) . بقره / 34 : « و آن زمان كه به فرشتگان گفتيم به آدم سجده نماييد پس سجده كردند مگر ابليس كه امتناع ورزيد و از كافران شد . » ( 3 ) . اعراف / 12 : « ( خدا به ابليس ) گفت ؛ چه چيز مانع تو از اجراى امر و سجده كردن شد ؟ گفت ؛ من برتر از او هستم ، تو مرا از آتش آفريده‌اى و او را از گل . » ( 4 ) . حجر / 33 : « ( شيطان ) جواب داد ؛ من سجده كن به بشرى كه او را از كلوخ و از گل سياه متعفن درست كرده‌اى ، نيستم . » ( 5 ) . بقره / 37 : « پس آدم از ناحيه‌ى پروردگارش كلماتى را تلقى كرد ( مثلا مطالبى يا آزمايش‌هايى دريافت نمود ) و سپس نظر خداوند نسبت به او برگشت ( خداوند توبه‌اش را پذيرفت ) ؛ همانا كه او بسيار توبه‌پذير و مهربان است . » ( 6 ) . بقره / 36 : « پس شيطان آنها را از پشت لغزانيده و از وضعى كه داشتند بيرونشان برد و گفتم فروشويد ( تنزل يابيد ) ، ( در حالى كه ) بعضى از شما دشمن بعضى ديگر هستند و براى شما در زمين تا مدت ( محدودى ) منزلگاه و كالاى ما يحتاج خواهد بود . »
قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 403 | محسن عباس نژاد