صورتگرى تمام شد و جنين به شكل آدمى درآمد روح در آن دميده مىشود و جنين جاندار مىشود .
در آيهى ديگرى مىفرمايد :
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
« 1 » ، يعنى « پس آنگاه او را ( انسان را ) به خلقت كامل بياراستم و از روح خود در او دميدم » . در اين آيه نيز علّامه طباطبايى در معناى « سوّيته » مىنويسد :
تسويهى انسان به معناى تعديل اعضاى اوست ، به اينكه اعضاى بدنى او را با يكديگر تركيب و تكميل كند تا به صورت انسانى تمامعيار درآيد .
اين آيه هم تأييد مىكند كه روح موقعى به بدن جنين دميده مىشود كه جنين به صورتى انسان تمامعيار درآمده باشد و قبل از آن ، جنين روح ندارد .
دو بار مردن و دو بار زنده شدن
در قرآن مىفرمايد كه مردم در روز قيامت مىگويند :
رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ
« 2 » « خداوندا ما را دو بار مرگ دادى و دو بار زنده گردانيدى » .
زمخشرى دو بار مردن را يكى مرگ اول در صلب پدران و مرگ دوم را در پايان حيات دنيوى مىداند و دو زنده شدن را يكى در رحم مادر و دومى زنده شدن در روز قيامت مىداند . علّامهء طباطبايى تفسيرهاى مختلفى از دو بار مردن و دو بار زنده شدن از مفسران نقل كرده و به نقل از مجمع البيان مىگويد :
مراد از مردن اولى حالت نطفگى انسان است و احياى اولى ، حالت آدمى بعد از دميدن روح در كالبد است و مراد از مردن دوم ، مرگ در دنيا است و مراد از احياى دوم احيا براى روز قيامت است . « 3 »
گرچه علامه به اين تفسيرها اشكال وارد كرده ولى هيچكدام از اين تفسيرهاى سنتى با آنچه علم جنين شناسى مىگويد ، مغايرت ندارد . چه آنكه سلول زاياى مرد ( اسپرماتوزئيد ) وقتى كه داخل تخمك ( سلول زاياى زن ) شد از بين مىرود . يعنى « اسپرم » كه موجود زنده و متحرك و قابل تكثير بود ، در مايع داخل تخمك حل مىشود و كروموزمهاى آن با كروموزمهاى تخمك توأم مىشود و در نتيجه تخمك ، تبديل به « نطفه » مىشود و از آن لحظه نطفه براى خلق موجودى نو آماده مىشود ، لذا مىتوان از بين رفتن « اسپرم » را به مردن اول تعبير كرد . مرگ دوم هم مرگ معمول انسان است . و اما دربارهى دوبار خلق شدن مىتوان خلق اول را دميده شدن روح در جنين دانست كه در اثر آن جنين جان مىگيرد و تبديل به موجودى زنده مىشود و اين زنده شدن همان « خلق اول » است و تولد نوزاد را مىتوان خلق دوم او دانست .
گذشت از سه تاريكى
موضوع ديگرى كه در قرآن مطرح شده ، گذشت از سه تاريكى ( قبل از تولد ) است . در قرآن زندگى طفل را در رحم مادر به گذشت از سه تاريكى تقسيم كرده است كه مىفرمايد :
يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُماتٍ ثَلاثٍ
« 4 » « يعنى شما را در شكم مادرانتان خلق مىكند ، خلق بعد از خلق ، در ظلمات سهگانه . »
موضوع « خلق بعد از خلق » ، همان است كه در آيهى 14 سورهى مؤمنون فرمود :
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً
كه در آن تبديل نطفه به علقه و تبديل علقه را به مضغه و تبديل مضغه به استخوان را با كلمهى « خلق » بيان فرموده لذا نطفه « خلق بعد از خلق » تبديل به جنين مىشود .
دربارهى « ظلمات ثلاث » ، يعنى گذشتن از سه تاريكى ، علامه طباطبايى مىنويسد : « 5 »
هامش
( 1 ) . ص / 72 .
( 2 ) . غافر / 11 .
( 3 ) . همان ، ج 17 ، ص 476 و مجمع البيان ، ج 5 ، ص 516 .
( 4 ) . زمر 6 .
( 5 ) . همان ، ج 8 ، ص 491 .