خوردن و آشاميدن بچه است تا زمان ولادتش ( سوراخ جفت مادرى و سوراخ ناف بچه )
12 - اواخر سورهى حشر با آنكه خدا را اسامى فراوانى است پروردگار چند عدد از آن را به عنوان اسماى حسناى خود انتخاب و ذكر كرده كه با مداقه كافى مىبينيم اين اسما عصاره و عنوان تمام آراى معنوى و مادى و مراحل گوناگونى تطور و دگرگونى و تكامل زندگى اجتماعى ، اقتصادى ، بهداشتى ، طبيعى و سياسى مىباشد .
مقصود ما از ذكر اين مطلب فقط اين است كه به عنوان نمونه قسمت مربوط بحث خود را بياوريم آنجا كه پروردگار سه اسم از اسماى خود را به خلقت آدمى اختصاص داده و به زبان ديگر آنچه از جنينشناسى خودش فرموده و يا دانش تحقيق كرده و مىكند خارج از مقصود و معناى اين سه اسم نيست . اين سه اسمى كه خلاصهى دو آيه طولانى همين قسمت است كه دربارهى جنينشناسى در صفحهى قبل نقل شد .
هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ
- خالق ( آفريننده ) بارى ، ( اى المميز ) كسى كه مخلقه را از غير مخلقه متمايز مىسازد - مصور ( تصويركننده ) انسانى .
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
قرآن پس از آنكه اشاره به دگرديسىهاى جنين نمود در حد فاصل دنياى رحم و دنياى خارج به خلقت آخرى اشاره مىنمايد كه معجزهى پانزده قرنى قرآن است زيرا بيش از دو قرن نيست فهميدهاند كه زمان تولد خلقت دگرگون مىشود . ريهها باز مىگردد .
سوراخهاى بين ديوارههاى بطنهاى قلبى بسته مىشود و برخى سوراخهاى ديگر باز مىشود و گردش خون دگرگون مىگردد و . . . و خلقا آخر و نسبت به خلق اولى ديده مىشود . مطلب جالب ديگر كه مىتوان آن را در قلمرو
لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ
درآورد اينكه جفت در رحم همهكاره است هوا و غذا مىرساند رشد مىدهد و . . . و در كنارش موجودى كه دست و پا و چشم و گوش و . . . دارد در بزرگ شدن است در حالى كه در آنجا نه چشم مىشود كه چون ديدنى و شنيدنى و رفتنى و آمدنى و دادنى و گرفتنى و . . . در كار بوده چشم و گوش و دست و پا و . . . لازم داشته است و به همين قياس سنجش چون آدمى در اين دنيا احساس مىكند مكانى را لازم دارد كه در آن آرامش باشد و مسرت و سعادت و عمر جاودانى و دور از مرگومير و غم و تباهى لذا معادى وجود دارد و در تأييد آن :
هرچه جنين به رحلتش نزديكتر شود فطرت اعتقادش بر وجود منزل بعدى در او شدت مىيابد و لذا به تمرينهايى مىپردازد كه او را با دنيا سازگار سازد و زندگى را بر او ممكن و آسان كند چون مكيدن ، بلعيدن ، خنديدن ، گريه كردن ، ادرار نمودن و . . . و در اين دنيا نيز اگر فطرت بر منزل بعدى پذيرفتن به كلى در آدمى خراب و زايل نشده باشد آدمى به تمرين هايى كه لازم است او را براى سازگار كردن با آخرت آماده سازد مىپردازد به عبادت ، ورد و ذكر و كار خير و مسجد و مدرسه و درمانگاه ساختن رو مىآورد .
مطلب ديگر آنكه همين كه نطفه 25 - 24 روزه شد دو تا از مولكولهاى آن مىدرخشد و يكى مىطپد و چون آنها را تعقيب كنند مىبينند روشنها چشم شد و طپشدار قلب و اگر چشم را مسلح كنيد قبل از آن 24 روز را هم تشخيص مىدهد و چشم بيناتر جلوتر و خدا مىداند كه كدام عنصرى از آفرينش در سازمان بخشى كدام عضو از كدام موجودى دخالت خواهد كرد .