تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
روشن نبود استفهام تقريرى معنا نداشت . شاهد ديگر بر اينكه اين آيات بيان نعمت خداست اين است كه در پايان مىفرمايد :
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
« در آن روز واى بر تكذيب كنندگان » . در سوره‌ى حج آيه‌ى 5 نيز در آغاز آيه‌ى مورد بحث و در آيه‌ى بعدى سخن از قيامت است :
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ . . .
*
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ يُحْيِ الْمَوْتى . . .
يعنى مراحل خلقت انسان به عنوان شاهدى براى دفع شك در مورد رستاخيز آورده شده است . و شاهد رستاخيز بايد مطلب واضحى باشد . به طورى كه همه‌ى مردم آن را درك كنند تا بتوان به آن استشهاد كرد . ازاين‌رو مفسران قرآن نيز از آيات فوق تحت عنوان « دلائل معاد در علم جنين و گياهان » « 1 » ياد كرده‌اند . يعنى همين برداشت ما را داشته‌اند . پس تذكر اينكه مدت باردارى معين است و مطابقت آن با يافته‌هاى دانش تجربى نمىتواند اعجاز علمى قرآن را اثبات كند چرا كه اين ، خبر از امور غيبى نيست ، بلكه خبر از امورى است كه تقريبا همه‌ى مردم مىدانند و يادآورى آن براى اين است كه نعمت‌هاى الهى را متذكر شوند . 3 . در مورد مطلب اوّل دكتر دياب و قرقوز ( تعيين 40 هفته به عنوان قدر معلوم و اجل مسمّى ) بايد گفت كه : همان‌طور كه از پزشكى لانگمن شاهد آورديم نمىتوان در مورد زمان باردارى زمان دقيقى را مشخص كرد بلكه متخصصان پزشكى در مورد زنانى كه قاعدگى منظم دارند از كلمه « تقريبا دقيق » براى مدت 266 روز استفاده مىكنند و در مورد زنانى كه قاعدگى نامنظم دارند محاسبه را همراه با اشتباهات بزرگ مىدانند . شايد در اين مورد متغيرهاى ديگرى وجود داشته باشد كه هنوز كشف نشده و بعدها به توانند با كشف آنها تاريخ دقيق تولد را مشخص سازند . پس نمىتوان اين‌گونه امور ثابت نشده را به طور قطعى به قرآن نسبت دهيم و به گوييم كه مقصود قرآن از « قدر معلوم » و « اجل مسمّى » همان 40 هفته است . 4 . در مورد مطلب دوّم دكتر دياب و قرقوز ( كه از اين قسمت آيه
فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ
« 2 » استفاده كرده بودند كه بهترين و مناسب‌ترين مدت باردارى همان 40 هفته است ) تذكر سه نكته لازم است : نخست آنكه اين استفاده مبتنى بر مطلب اول ايشان است ( كه قدر معلوم را 40 هفته پنداريم ) و آن مطلب در شماره‌ى قبل رد شد . دوّم آنكه دو احتمال در معناى ماده‌ى « قدر » در آيه‌ى فوق وجود دارد يعنى « قدرت » و « تعيين اندازه » « 3 » و لذا اين قسمت آيه به دو صورت ترجمه شده بود : « و توانا آمديم و چه نيك تواناييم » « ما تقدير مدت رحم كرديم كه نيكو مقدّر حكيمى هستيم » و برداشت اين دو پزشك از آيه‌ى فوق فقط بر اساس احتمال دوّم صحيح است . ولى با توجه به روشن بودن حدود زمان باردارى براى مردم ( كه زمان دقيق آن براى پزشكان جديد هم معلوم نيست ) و اينكه اگر زايمان دير يا زود اتفاق افتد موجب ضررهايى براى كودك و مادر مىشود . ( هر چند كه مردم همه‌ى ضررها را به تفصيل نمىدانستند ) و با توجه به سياق آيات ( مرسلات / 20 - 24 ) كه در مقام شمارش نعمت‌هاى خداست ، پس باز هم
هامش
( 1 ) . ر . ك : تفسير نمونه ، ج 14 ، ص 17 . ( 2 ) . مرسلات / 23 . ( 3 ) . هر دو احتمال ( قدرت - تقدير ) در مفردات راغب آمده است ( ماده‌ى قدر ) .
قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 302 | محسن عباس نژاد