در آب مردان نيافتيم بلكه برخى استعمالات آن در قرآن كريم
نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ
نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ
خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً
نشان مىدهد كه مقصود نطفهاى است كه شامل آب مرد و زن ( اسپرماتوزئيد و اوول ) مىشود .
نطفه در قرآن كريم :
همانطور كه گذشت قرآن كريم گاهى سخن از مطلق نطفه ، نطفهى مخلوط و نطفهاى كه از جنس منى است مىكند . نيز مشاهده كرديم كه واژهى « نطفه » معنايى وسيع دارد و شامل عامل توليد مثل مرد و زن مىشود . با توجه به اين دو مقدمه مىتوان گفت كه قرآن هرگاه سخن از نطفهاى كه از جنس منى است مىنمايد مقصودش همان منى مرد است و اين مطلب از نظر استعمال لغت بلا اشكال است .
و لذا ما آيات 37 سورهى قيامت و 46 سورهى نجم را در بحث منى آورديم و مورد بحث قرار داديم . و امّا وقتى قرآن سخن از نطفهى مخلوط مىكند « انسان / 2 » مقصودش همان تخمك ( اوول ) زن و اسپرماتوزئيد مرد پس از لقاح است ، يعنى هنگامى كه اين دو با هم تركيب شد به نام نطفهى امشاج خوانده مىشود .
و امّا هنگامى كه قرآن سخن از « نطفه » به صورت مطلق ( بدون قيد « من منى » و « امشاج » ) مىگويد مقصود چيست ؟
به نظر مىرسد كه در اين مورد نيز تخمك لقاح يافته و تركيب شده با اسپرم مقصود است به خاطر دلايل و شواهد زير :
1 - در سورهى مؤمنون آيهى 13 - 14 دو قيد آورده است كه فقط بر تخمك لقاح يافته قابل تطبيق است در آنجا مىفرمايد :
ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً
« سپس او را [ به صورت ] نطفهاى در جايگاهى استوار قرار داديم آنگاه نطفه را به صورت علقه درآورديم . »
مفسرين تصريح مىكنند كه مقصود از « قرار مكين » در اين آيه رحم است . و نطفه پس از لقاح در رحم قرار مىگيرد .
به علاوه آن چيزى كه تبديل به علقه ( خون بسته آويزان زالوشكل ) مىشود همان نطفهى لقاح يافته با اسپرم است و گرنه نطفهى مرد يا زن به تنهايى نمىتواند به صورت علقه درآيد و يا در رحم استقرار يابد و بماند .
2 - سياق سورههاى حج / 5 - يس / 77 - غافر / 67 - كهف / 37 و فاطر / 11 نيز شبيه سياق آيهى 14 سورهى مؤمنون است .
3 - همان گونه كه گذشت واژهى « نطفه » در لغت اعم از نطفهى مرد و زن است پس هرجا كه اين واژه به كار رفت اگر قرينهاى قوى وجود داشت بر نطفهى خاص مرد يا زن حمل مىشود
نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ
امّا هر گاه قرينهاى نبود ناچاريم آن را بر معناى اعم حمل كنيم كه شامل نطفهى مرد و زن مىشود .
4 - در سورهى عبس / 19 و نحل / 4 ، نيز مىتوانيم قرينهاى براى اعم بودن پيدا كرد . چرا كه در سورهى عبس / 17 - 19 :
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ * مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ * مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ
و در سورهى نحل / 4 :
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ
سخن از جنس انسان و خلقت آن گفته شده است و روشن است كه جنس انسان از نطفهى مرد به تنهايى خلق نشده است بلكه از مجموع نطفهى مرد و زن خلق شده است .
نتيجهگيرى :
واژهى نطفه كه در لغت اعم از نطفهى مرد و زن است ، در قرآن كريم در مورد نطفهى زن و مرد ( اوول و اسپرماتوزئيد ) يعنى نطفهى لقاح يافته و بارور شده به كار مىرود مگر آنكه قرينهاى