و « اين هر دو بعنايت خلعت سرفراز گشتند « 1 » . . . »
بارى عالمگير مريض شد . حكيم محمد امين ويرا معالجه كرد . منشى محمد كاظم اشاره به اين واقعه كرده مىگويد :
« در مداوا و معالجه اين عارضه از حكيم محمد امين و حكيم محمد مهدى كه باتفاق متصدى علاج بودند ، بالقاى غيبى و توفيق خدابخش حقيقى خدمتهاى نمايان و تدبيرات شايسته بظهور پيوست و مساعى جميله بوقوع آمد « 2 » »
حكيم مومنا هم از شيراز و در عهد جهانگير و شاهجهان در حذاقت شهرهء آفاق بود . در زمان شاهجهان باوج بزرگى رسيد ، چنان كه نخست حقوق ساليانه او شانزده هزار روپيه بود بعد بيست هزار ، سپس بيست و هشت هزار و در اواخر سيزده هزار معين شد « 3 » .
حكيم داؤد ملقب به تقرب خان كه بدربار شاهجهان رسيد . پدرش حكيم عنايت اللّه شاگرد فخر الدين شيرازى معروف بميرزا محمد پدر مسيح الزمان صدرا بود « 4 » .
بارى لباس معطر جهانآرا دختر شاهجهان كه بلقب « بيگم صاحب » معروف بود « 5 » از آتش شمع بسوخت . در نتيجه روى بدن وى آبلهها پيدا شد و تا چهار ماه در اين كسالت مبتلا بماند . بعد حكيم داؤد بمعالجهاش بپرداخت .
مؤلف پادشاهنامه اشاره به اين واقعه كرده مىگويد :
هامش
( 1 ) - عالمگيرنامه ، ص 626 .
( 2 ) - ايضا ، ص 399 .
( 3 ) - پادشاهنامه ، مجلد 2 ، ص 234 و 301 .
( 4 ) - ايضا ، ص 756 .
( 5 ) - ايضا ، مجلد اول ، ص 94 .