داريم اگرچه شغل شاهى در پيش * هر لحظه كنيم ياد درويشان بيش
گر شاد شود ز ما دل يك درويش * آن را شمريم حاصل شاهى خويش « 1 »
در اواخر زندگى بالعموم در تابستان در كشمير و در زمستان در لاهور بسر مىبرد . در 1061 ه در كشمير بعالم جاودانى شتافت « 2 » .
ملاى بدايونى پزشك ديگر شيراز زينل « 3 » را نام مىبرد كه بنا بگفتهء وى « در علم و دانش ممتاز بود « 4 » »
حكيم ركناى كاشى هم شيرازى الاصل بود « 5 » . وى چون در كاشان زندگى مىكرده ازينرو كاشى شهرت گرفت ، و گرنه اسلاف او در حقيقت اهل شيراز بودند .
وى از ايران مهاجرت كرده بهند اسلامى آمده نخست بدربار اكبر رسيد . بعد از ان زير سايهء الطاف و عنايات جهانگير مىزيست « 6 » . بارى جهانگير در كشمير بسترى شد ، وى براى معالجهء او بكشمير رفت . در شعر هم آوازهء بسيار داشت .
شاعر شهير ايران صايب اصفهانى مشهور بتبريزى اسمش را ببزرگى ياد مىكند « 7 » .
مؤلف مآثر الامراء حكيم رحمت خان ضياء الدين را كه پسر قطبا يعنى برادرزاده حكيم ركنا و پزشك عهد اكبر باشد ، ذكر مىكند « 8 » .
هامش
( 1 ) - توزك جهانگيرى ، ص 149 .
( 2 ) - اطباى عهد مغليه ، ص 121 .
( 3 ) - ابو الفضل شايد همين پزشك را زنبيل بيگ نوشته است ( آئين اكبرى ، ص 234 ) صاحب نزهة الخواطر اسمش زنبيل بيگ نوشته و او را عم حكيم صدرا گفته است ( مجلد پنجم ، ص 179 ) .
( 4 ) - منتخب التواريخ ، مجلد سوم ، ص 164 .
( 5 ) - بزم تيموريه ، ص 196 .
( 6 ) - اطباى عهد مغليه ، ص 94 .
( 7 ) - مآثر الكرام دفتر ثانى ، ص 88 .
( 8 ) - مآثر الامراء ، مجلد 2 ، ص 283 .