در تاريخ طب شايد اين اولينبار بود كه پزشكان هند اسلامى نه تنها براى درمان و معالجه بلكه براى تدريس و تعليم پزشكى هم بايران رفتند و به اين وسيله يك وضع جديد در روابط علمى بين اين دو كشور بوجود آمد .
پرفسور ادوارد جى برون در كتاب « عريبين ميديسن » « 1 » بعضى از مكتوبهاى رشيد الدين فضل اللّه را درج نموده است كه از آنها پيوستگى و روابط پزشكى ايران و هند اسلامى روشن مىشود . در نامهء نوزدهمين كه به فرزند خود امير على حاكم بغداد نوشته ، نصيحت مىكند كه از جيحون تا جمن و در مغرب از آسياى كوچك تا مرزهاى مصر بايد به علماء و فضلا وظيفه و مقررى داده شود .
و در نامهء ديگرى كه از مولتان بسند به حضرت علامه قطب الدين شيرازى نوشته ، مىگويد كه من اين مسافرت پرصعوبت را به اين علت اختيار نمودهام كه بهندوستان رسيده اثر و نفوذ آقاى خويش را استوار كنم و از اينجا اقسامى از دواها را بدست آورم كه هنوز كشف نشده است . در مكتوب سى و ششمين رشيد الدين بعضى از كتب كتابخانهء خود را متذكر شده كه براى كتابخانه ربع رشيدى اعطا نموده بوده است . اين كتابخانهء مشتمل بود بر هزار جلد قرآن پاك و شصت هزار نسخهء خطى كتابهاى دانش و ادبيات كه وى از چين و هند اسلامى گردآورده بود . در نامهء چهل و هفتمين كه از جانب علاء الدين خلجى برشيد الدين فضل اللّه است ، علاء الدين خدمات رشيد را ستوده فهرست طويل تحايف را درج كرده است كه از راه بندر بصره براى رشيد الدين روانه كرده بود . درين فهرست بعلاوه اشياى پرارزش ديگر مثل عطريات و مرباجات ، ادويهء مفرده و مركبه و يك غسول براى داغهاى رخسار و ادويهجات و آجيل و غيره نيز شامل بوده است . فهرست ادويه خيلى مفصل است و در آن دارچينى و جوز و قرتقل و قاقله و كباب چينى و
هامش
( 1 ) -Arabian Medicineبراى احوال رشيد الدين رجوع شود به همين كتاب ، ص ، 103 - 109 .