هند بود ، پشتيبان و قدرشناس بزرگ طب و اطبا بود و گذشته از اطباى هند عدهء زيادى از پزشكان اصفهان و خراسان و گيلان را نيز بدور خود فراهم آورده بود ، وى خودش در فن طب و جراحى مهارت تام داشت ، چنان كه مىگويند بارى نزديك سيالكوت ( پاكستان باخترى ) در خيمهء شاهى شيخ عبد الرحيم در حالت مستى شكم خود را با كارد مجروح كرد . اكبر زخمش را بدست خود دوخت و دو ماه معالجهاش كرد تا اينكه به كلى بهتر شد ، درصورتىكه جمله پزشكان از معالجهء وى اظهار ياس كرده بودند « 1 » . بارى حاسدى برادر بانوى اكبر « جمال بادشاه » را مسموم كرد . اكبر خودش ويرا معالجهء كرد و مريض شفا يافت « 2 » .
ملا بدايونى مىگويد كه در دورهء اكبرى وقتى در جنگ اريمه بعضى از لشكريان خانخانان مجروح شدند ، اكبر براى معالجه آنان مسافرت خود را بتعويق انداخت و زخمهايشان را معالجه نمود « 3 » .
دربارهء غياث الدين تغلق مذكورست كه وى چون در مقابل خسرو خان پيروز گرديد ، مجروحان دشمن را خودش درمان و معالجه و پرستارى نمود ، در بين اين مجروحين مردى بود تمر نام ، غياث الدين تغلق زخمهايش را بدست خود بست و مرهم نهاد ، امير خسرو در اينباره مىگويد :
بدست خود جراحتهاش مىبست * دواها بهر راحتهاش مىبست « 4 »
از اقتباس زيرين توزك جهانگيرى مستفاد مىشود كه سلاطين مغول راجع بمسألههايى عمومى پزشكى و مصطلحات آن آگاهى و اطلاع زياد داشتند ، چنان كه جهانگير دربارهء آب و هواى آگره مىنويسد :
هامش
( 1 ) - اكبرنامه ، مجلد سوم ، ص 480 .
( 2 ) - مآثر الامرا ، مجلد سوم ، ص 566 .
( 3 ) - منتخب التواريخ ، مجلد دوم ، ص 196 .
( 4 ) - تغلقنامه ، ص 102 .