خيارچنبر و شاهتره و فوفل را هم نامبرده شده « 1 » .
رشيد الدين فضل اللّه علاوه ازين خصايص كه در طب داشت شاعر و اديب تغزگوئى هم بود ، رباعى ذيل ازوست :
پيريم ولى چو بخت دمساز آيد * هنگام وصال و طرب و ناز آيد
از زلف دراز تو كمندى فگنيم * بر گردن عمر رفته تا بازآيد « 2 »
چنان كه قبل ازين در ذكر شاهان مغول راجع بعلاقه و وابستگى آنان به پزشكى و پزشكان بيان شد ، سلاطين ايران هم رابطهء مخصوص با طب و اطباء مىداشتند و در مسايل پزشكى به اطباى خود مذاكره مىكردند ، چنان كه صاحب مطرح الانظار با اشاره بتاريخ عالمآرا دربارهء حكيم حسين شيرازى ملقب بكمال الدين مىنويسد :
« احمد گيلانى والى حكومت علاوه بر امر معالجت با حكيم حسين شيرازى مباحثهء طبى نيز مىكرد « 3 » » .
هامش
( 1 ) - از كتب تاريخ معلوم مىشود كه در آن دوره ميوهها و ادويهء مفرده و مركبهء هند در ساير نقاط به فروش مىرفت و بنا بروايت مؤلف حدود العالم من المشرق الى المغرب كه در 372 ه نوشته شده ، در آن دوره خشكبار هندى مانند بادام و چلغوزه و هليله و آمله و نارجيل شهرت زياد داشته . ص - 69 ابو ضلع شاعر سند كه در قرن سوم بسر مىبرد در مدح اين اشيا مىگويد :لعمرى انها ارض اذا القطر بها ينزل * يصير الدر و الياقوت و الدر لمن يعطل
منها المسك و الكافور و العتبر و المندل * و اصناف من الطيب يستعمل من ينقل
و انواع الافاويه جوز طيب و السنبل * و منها العاج و الساج و منها العود و الصندل( مأخوذ از تاريخ سند ، ص 363 )
( 2 ) - مطرح الانظار ، ص 353 .
( 3 ) - ايضا ، ص 341 .