كه آنچنان اطباء سرآمده هيچ در عهد و عصر ديگر مشاهده نشدند .
استاد الاطباء مولانا بدر الدين دمشقى در تمامى عصر علائى بوده و دايم اطباى شهر كتب طب در پيش او استفادت كردندى و بارىتعالى او را در علم طب مهارتى ارزانى داشته بود كه به مجرد نبض گرفتن مريض بدانستى كه زحمت مريض از كجا حادث شده است .
سپس ضياء الدين برنى دربارهء كمال علم و هنر مولانا حكيم حميد مطرز چنان مىگويد :
« در معرفت نبض و دليل بعد از مولانا حكيم حميد مطرز همچو مولانا دمشقى ديگرى درين شهر نبوده است و حسن تقريرى كه بارىتعالى او را داده بود كه قانون و قانونچه بو على و كتب ديگر طب چنان مبين و مشرح و معتبر با شاگردان تقرير كردى كه شاگردان پيش محاسن تقرير و بدايع بيان او سجده كردندى « 1 » » .
برنى نسبت به طبيب نامور عصر علائى مولانا صدر الدين و پدرش مولانا حسام ماريكلى ، نيز بر مبناى حذاقت فن و مهارت علمشان اداى احترام و تحسين كرده و پس از ان دربارهء كمال طبيب يمنى علم الدين و حكيم اعز الدين بدايونى و « مهچندر » طبيب و « جاجا » جراح و علم الدين كحال را ستوده و مىگويد كه امروز در سراسر هندوستان در برابر اين اطبا هيچ كاملى نيست « 2 » .
هامش
( 1 ) - تاريخ فيروزشاهى ، ص 362 .
( 2 ) - تاريخ فيروزشاهى ، چاپ كلكته ، ص 363 .