و در جشنهاى شاهانه هزاران هزار روپيه بعنوان انعام به آنان داده مىشده است .
در اين باب نكتهء قابل توجه اينست كه بسيارى از پزشكان كه از ايران بهند اسلامى آمدند ، همينجا متوطن گرديده و بعضى ازيشان كه بميهن خود باز مىگرديدهاند مورد التفات قرار مىگرفتهاند . يكى از آنان حكيم ركناى كاشى است كه وقت مراجعت خلعت و پنج هزار روپيه بعنوان انعام دريافت كرد « 1 » . و بعدهم تا حيات داشته از فياضيهاى شاهانهء شاهجهان تمتع مىيافته . چنان كه ميرزا اميناى قزوينى مىگويد :
« حكيم ركنا بعراق مراجعت نموده بدعاى دولت ابد پيوند مشغول گشت و چون در سلك مدحتسرايان اين دودمان عليه انتظام داشت و وارد ، در اكثر سنوات او را از روى مرحمت به انعامى ياد و شاد مىفرمايند » « 2 » .
درينباب اسم حكيم داؤد هم مخصوصا قابل ذكر است كه بنا بر قول صاحب « مطرح الانظار » از هندوستان چندين مال و مكنت حاصل كرد و در مراجعت به اصفهان مسجد جامعى بنام « مسجد حكيم » بنا كرد كه تا امروز از آثار عاليه بشمار مىرود « 3 » .
سلاطين هند اسلامى كه نسبت به پزشكان اينقدر رعايت احترام را مىكردند غالب آنان خود آشنائى با طب داشته بودند و حتى با پزشكان شخصى خود راجع بمسايل پزشكى مباحثه داشته ، و گاهى نيز معالجه مىكردهاند و كتابهايى طبى
هامش
( 1 ) - پادشاهنامه ، مجلد اول ، ص 441 - چون او بايران مراجعت نمود در خير مقدمش اوجى نطنزى گفت :ميان همنفسان خواستم مسيحا را * هزار شكر كه ديدم حكيم ركنا را
سفينهء سخن از ورطه بر كنار آمد * گذر بساحل ايران فتاد دريا را
كهن شراب جوان تشنهء طبيعت او * نويد عمر طبيعى دهد احبا را
ز مى مباد تهى دست ساقى كه رساند * بهاى بوس صراحى پيالهء ما را( مآثر الكرام ، دفتر دوم ، ص 90 )
( 2 ) - مآثر الكرام موسوم به سرو آزاد ، مجلد دوم ، ص 91 .
( 3 ) - مطرح الانطار - مجلد اول ، ص 363 .