گفته كه اين مرض بعلاوهء شش در اعضاى ديگر نيز لاحق مىشود ، چنان كه مىنويسد :
« و اما ما يئول الى السل من سائر الامراض مثل ورم الكليتين و الخراجات العظيمة و الدبيلات و نواصير المقعدة و اشباه ذالك داخلة تحت النوع الذى هو قرحة الردية « 1 » »
( امراضى كه سرانجام به سل مبدل مىشود ، مانند ورم گرده و خراجات عظيمه و دبيلات و نواصير مقعد همه در ذيل قرحهء شش مىآيد ) .
نجيب الدين سمرقندى صدها سال قبل اشاره به مرض گرده « تيفريت »
( Nephritis )
كرده ، و مىگويد كه در اين مرض رطوبت بيضيه در بول خارج مىشود و در پوست ورم پيدا مىشود به صورتى كه اگر پوست را غمز كرده شود نشان جاى غمزيك لحظه مىماند « 2 » .
ابو المنصور الحسن القمرى كه استاد ابن سيناست ، ذكر قرحهء قضيب ( سوزاك ) كرده حتى لحم زائد را نيز متذكر شده « 3 » .
ابو الحسن طبرى نخستين كسى بوده كه جهان طب را از مرض قراد الجرب
( Sarcoptes )
آگاه نموده است « 4 » .
همينطور ابن سينا اول پزشكى بود كه براى غرب
( Lechrymal Fistula )
درمانى بيان كرد و در اين ضمن محراف
( Probe )
را معرفى نمود « 5 » .
بهاء الدوله سعال شهيقه
Whooping Congh
را قبل از اروپائيان كشف كرد « 6 » . و عمار بن على يك مهت مجوف را ايجاد نمود كه بقول الگود پيشرو آلت تزريق
( Injection Syringe )
ست « 7 » .
هامش
( 1 ) - ارمغان ، ص 43 به اشاره به معالجات بقراطيه از ابو الحسن احمد بن محمد الطبرى
( 2 ) - شرح الاسباب و العلامات مجلد دوم ، ص 18
( 3 ) - غنى منى ، ص 231
( 4 ) - شرح الاسباب و العلامات ص 213 - چاپ مطبع نولكشو لكهنؤ
( 5 ) - ستديزان اريبك ايند پرشين ميديكل لتريچر ، ص 66
( 6 ) - ميديكل هسترى آف پرشيا ، ص 354 ، 355
( 7 ) - ايضا ص 286 .