منصور بن محمد الهروى ( 1366 م ) در كتاب خود « تشريح منصورى » نقشهها و صورتهاى اعضاى جسم انسانى را نقش كرده كه نظير آن در آثار قدما وجود ندارد .
على بن عباس مجوسى ( 949 م ) بيان كرده كه در شرايين سه طبقه است « 1 » .
نزد شارحان مسلمان عظيمات السمع
( Auditary Ossicles )
چهار است « 2 » .
و برهان الدين نفيس گفته كه خون مانند عصير العنب ( افشردهء انگور ) شيرين است « 3 » و در عصب منافذ هم وجود دارد « 4 » .
ابو سهل مسيحى ( كه معاصر ابن سينا بود ) و ابن النفيس تقريبا سيصد سال قبل از سروليم هاروى
( Sir William Harvey )
اصول نظرى دوران خون را بيان كرده چنان كه از بيان دكتر ج بلاتهم
( J . Blatham )
، استاد دانشگاه مانچستر ، واضح مىشود « 5 » .
پزشكان قديم مسلمان در طب ، تجربه و مشاهده را قوىترين دلايل شمردهاند « 6 » .
رازى كه پزشك بيمارستان رى بود براى تجربه و مشاهده ، حضور در بيمارستان را لازم قرار داده « 7 » . ملا نفيس در اهميت مشاهده مىنويسد :
و ليس للقياس و لا التخمين دخل فى امثال هذه المسائل بل التعويل فيها على الرصد و التشريح « 8 » در همچنين مسايل قياس و تخمين را دخل نيست بلكه بر رصد و تشريح اعتماد بايد كرد .
هامش
( 1 ) - كامل الصناعة - مقاله دوم - باب سيزدهم ص 20 چاپ مطبع نامى لكهنؤ
( 2 ) - ارمعان ص 26
( 3 ) - شرح الاسباب و العلامات ، ص 241
( 4 ) - العمدة فى الجراحة مجلد اول ، ص 40
( 5 ) - ستديزان اريبك ايند پرشين سيديكل لتريچر ، ص 67
( 6 ) - ارمغان ، ص 8
( 7 ) - مسلم كانترى بيوشن تو ميديسن ، ص 15
( 8 ) - شرح الاسباب و العلامات ، ص 40