1306 ه به عمل آمد « 1 » و در اواخر عهد يكى از بزرگان نامى اين خانواده مسيح الملك حكيم اجمل خان آن مدرسه را توسعه داده صورت دانشكده مهتم بالشان داد كه صدها علاقمند از آن مستفيد گشتند .
مسيح الملك اجمل خان پزشكى جامع الصفات بود - وى پزشك حاذق و زغيم بزرگ شبه قاره بود و هم اديب و شاعر و ترجمان و آموزگار بزرگ طبابت و مؤلف كتب پزشكى و وجودش براى پزشكى حقيقتا يادگار اسلاف بود . افسوس كه اين آفتاب خانوادهء شريفى روز 29 . دسامبر سال 1927 ميلادى غروب كرد . مسيح الملك شاعر نغزگوى فارسى و اردو بود . ازوست :
سوى ميخانه قدم رنجه بفرما كانجا * باده و مطرب و ساقى جوانى دارند
گريبانست و دست من بيابانست و پاى من * فراهم كردهام بهر جنون اين ساز و سامان را
گلسرخى شيرين لبى بادهپرستى مهوشى * كافرى زاهدكشى جادو بيان آيد همى
قلندران در دوست تاجدارانند * پيادگان ره عشق شهسوارانند
در عهد گذشته وقتىكه خانوادهء شريفى در دهلى سريرآراى مسند پزشكى و دهلى مركز اطباى شيراز و اصفهان و گيلان بود هم در لكهنؤ در دورهء شاهان اود بزمهاى پزشكان لكهنؤ آراسته بود و خانوادهء عزيزى كه به حكيم ( پزشك ) عبد العزيز منتسب است باوج بزرگى رسيده بود . بين پزشكان دربارى لكهنؤ ميرزا محمد على پزشك مخصوص غازى الدين حيدر اول و به لقب حكيم الملك معزز بود و حيوة الملك ميرزا على سلطان در 1852 ميلادى به لقب سلطان الحكماء سرافراز گشت
هامش
( 1 ) - شرح حميات قانون ، ص 18 .