تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
معده و در جلو و بالاى كليه چپ ( در زير حجاب حاجز يا ديافراگم ) قرار گرفته ، عمل آن در بدن ساختن گلبول‌هاى سفيد و از بين بردن گلبول‌هاى قرمز است . غدهء سپرز معمولا در صورت ابتلا به بيمارىهاى عفونى نظير حصبه و بيمارىهاى مزمن مانند مالاريا بزرگ و متورم مىشود ، اسپرز در عين حال عضو سيستم دفاعى بدن نيز هست ( براون : حص 459 ) . ظاهرا درمان آن شراب و زهراب ( پيشاب و ادرار ) است ( همان‌جا ) .

سفيداب قلع :

كربنات سرب است .

سفيداب كف :

اكسيد روى است . چون پوك و كف مانند است ، به اين نام معروف شده است ، از كك و گاز زغال تهيه مىشود . براى پاك‌سازى صورت خانم‌هاست ( تحقيقات ميدانى مؤلف - اصفهان ) .
سنا
( sen )
: گياهى است كوهستانى ، برگ آن شبيه برگ بيد ولى كمى نازك‌تر است . جوشاندهء آن با گل سرخ ، مسهل مفيد و مؤثرى است ، نوعى كه از مكه مىآورند ، شهرت بيشترى دارد ( ستوده : 102 ) .

سينه‌پهلو :

- ذات الريه .

شاهتره :

گياهى است كه گرم ولى مرطوب است و عصارهء آنكه اول صبح بايد توليد شود ، براى سوء هاضمه و عوارض معدوى مفيد مىباشد .

شربت طلا :

براى تهيهء شربت طلا يك مثقال طلا را در اسيد محلل طلا كه به آن آب‌مقطر اضافه كرده‌اند مىريزند ، طلا در اسيد حل مىشود ، به اين محلول ترتر
( terter )
يا نمك قليايى مىزنند ، كه اسيد خنثى شود و به صورت نمك رسوب كند . اين رسوب را با عسل و چند نوع آب‌ميوه مثل آب سيب ، آب هويج ، آب به ، آب‌زرشك و گل‌گاوزبان هر يكى يك ليوان مخلوط مىكنند . اين شربت براى درمان بيمارىهاى قلبى ، غش ، برص ، سكته ، استسقا ، مفاصل ، تب‌هاى عفونى ، طحال ، يرقان ، ضعف كليه ، بواسير ، امراض صفراوى مفيد است ( تحقيقات ميدانى مؤلف ، اصفهان ) .

شربت كوكنار :

براى تهيهء آن كوكنار و عناب و تاجريزى را در هاون نيم‌كوب مىكردند و با عناب و گل بنفشه و گل نيلوفر مىآميختند و روى اجاق مىگذاشتند ، وقتى عناب مىپخت ، از روى اجاق برمىداشتند از صافى رد مىكردند ، آبش را از روى ترنجبين كه خيس مىخورد ، دومرتبه از صافى رد مىكردند و باز روى آتش مىگذاشتند تا بجوشد و قوام بيايد ، براى اينكه خراب نشود ، در تابستان آن را سفت و در زمستان شل درست مىكردند ، هروقت مىخواستند بچه زود به خواب رود ، يك قاشق مرباخورى از اين شربت به او مىدادند ( كتيرايى ، 1378 : 89 ) .

شقاقلوس :

ايرانىها براى قانقارياى عضوى به كار مىبرند ( پولاك : 502 ) .

شقيقه :

( در لغت به معنى نصف سر است ) نام قديم ميگرن است ( تحقيقات ميدانى مؤلف - اصفهان ) .

شوره‌قلمى :

ماده‌اى سفيدرنگ كه كوبيده‌اش مورد استفاده و دارويى مدر بود ( شهرى : 1 / 506 ) .
شيرخشت
( s ? ir - e - xes ? t )
:
Cotoneaster Luristanica Klotz
درختچه‌اى است خاردار و چند ساله از تيرهء گل سرخ به ارتفاع حدود يك تا دو متر ، برگ‌هاى آن كشيده و صاف به رنگ سبز تيره ، گل‌ها سفيد يا صورتى به شكل گل آذين خوشه‌اى مشتمل بر يك تا ده گل متراكم و ميوه‌اش سفت قرمز يا نارنجى محتوى حدود 20 عدد دانهء ريز است . قسمت مورد استفاده : اندام‌هاى مختلف گياه .
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 335 | محمد سعيد جانب اللهى