قرار دارد ، اين درخت داراى ميوهاى است به بزرگى گيلاس بيضىشكل و پس از اينكه كاملا رسيد مادهء رزينى قرمزرنگى آن را فرامىگيرد به طورى كه حتى فلسهاى سطح خارجى ميوه را مىپوشاند . اين درخت در مغرب هندوستان مىرويد ، خون سياووشان را از ميوهء آن مىگيرند و پس از تصفيه و خشك كردن لاى برگهاى نخل جاى داده به بازار عرضه مىشود .
خواص :
از نظر طبيعت خيلى سرد و خنك است ، معده را خنك مىكند و حرارت كبد و رودهها را كاهش مىدهد ، در بند آوردن اسهال مفيد است ، ماليدن آن به چشم براى تقويت ديد و ترميم جراحت چشم و براى تقويت لثه مفيد است ( ميرحيدر : 5 / 318 ) .
خنازير :
غدهمانندى است كه در زير بغلها يا بيخ ران ، يعنى ميان قسمت بالاى ران و زير شكم آشكار مىشود ( خوارزمى : 153 ) .
خناق :
مرضى است كه باعث تنگى گلو مىشود ، اين بيمار را مخنوق مىگويند ( خوارزمى :
156 ) .
داروى لاجورد :
لاجورد را مىسوزانند و يك مثقال آن را در پنج مثقال چشم
( c ? es ? om )
مىزنند و دوايى براى چشمدرد افرادى كه داراى مزاجهاى معتدل هستند مىسازند ( ستوده : 72 ) .
درجه چهارم :
هرگاه دارو يا غذايى داراى خواص مهمى نباشد ، آن را درجهء اول و اگر اندكى مفيد باشد ولى مضر نباشد ، آن را درجهء دوم و اگر مضر باشد ، اما منجر به عارضهاى نشود ، آن را درجهء سوم و اگر منجر به مرگ شود ، آن را درجهء چهارم مىناميدهاند ( شفيعزاده : 12 )
درمونهء تركى :
صمغى است كه براى انداختن كرم به اشخاص مىدهند ، سنطونيا از اين صمغ گرفته مىشود ( ستوده : 74 ) .
دهن گرگ :
دهن گرگ را از عطار مىگرفتند و به يهودى فالگير مىدادند كه آن را افسون كند ، سپس آن را در پارچهاى مىپيچيدند و ابريشم هفت رنگ ( سبز ، گلى ، سفيد زرد ، آبى ، بنفش و قفايى ) به دورش مىبستند [ آل از اين رنگها مىترسد ] و آن را در كنار زائو و نوزاد مىگذاشتند ، به طورى كه دهن گرگ به سوى در اتاق بود اگر نوزاد حالش به هم مىخورد ، يك نفر دهن گرگ را در دست نگه مىداشت و ديگرى نوزاد را با قنداق يا بىقنداق سه بار از آن رد مىكرد ( كتيرايى : 51 ) .
ذات الريه :
آماسى است در ريه كه به سبب آن راه نفس تنگ مىشود ( خوارزمى : 156 )
رب سوسك
( roboosusk )
:
يا رب سوس ، مادهاى است سياهرنگ و سخت كه از جوشاندن ريشه و ساقهء سوس ( شيرينبيان ) و غليظ كردن عصارهء آن به دست مىآيد ( شكورزاده : 260 )
رطوبت مزاج :
علامت آن بىحسى عمومى و سرازير شدن آب از دهان ، سردرد ، حالت تهوع و دل بههمخوردگى ، شل شدن زبان و افزايش ادرار است ( طباطبايى : 690 ) .
روغن عقرب :
مقدارى روغن چراغ يا كرچك در شيشهاى مىريزند و يك يا چند عقرب كشته در آن مىاندازند و سر شيشه را محكم مىبندند و مدت چهل روز آن را در آفتاب مىگذارند ، تا عقرب در روغن تأثير كند و خاصيت جذب سم به آن بدهد ( شكورزاده : 262 ) .
در شهريار تهران براى تهيهء اين روغن ، عقرب را مىجوشانند و آب آن را تقطير مىكنند و مجددا آب را با جوشانده مخلوط و مصرف مىكنند ( جانب اللهى ، فانى ، 1375 : 27 ) .
روغن مار :
مار را مىكشند و سر آن را قطع مىكنند و پيكرش را در روغن كرچك مىاندازند ، اين روغن براى درمان ريزش مو و درد مفاصل بسيار