جوهر تباشير :
مادهاى سفيدرنگ كه از خيزران ( نى هندى ) گرفته مىشود ( شكورزاده ، ص 130 ) .
خيزران يا نى هندى درختى است كه در نواحى گرم مرطوبى مانند گيلان و مازندران مىرويد و تا بيست و پنج متر بالا مىرود ، به آن بامبو نيز مىگويند ، تخم بامبو و بوتهء جوان آن را هندىها و چينىها مىخورند ، تباشير هندى كه دواى زنان آبستن است ، از همين خيزران به دست مىآيد ( كتيرايى ، 1378 : 31 اقتباس از كتاب فرهنگ روستايى تأليف دكتر بهرامى ) .
چهار تخمه :
كه در اصل ده تا دوازده تخمه است ، شامل بهدونه ، بالنگو ، تخم بارهنگ شربتى ، صمغ عربى ، عامل مقشر ، شكر تغار كه در آبجوش صاف مىكنند ، زياد نبايد بماند ، كپك مىزند ، حد اكثر چهل و هشت ساعت ، دو بار مثل چاى دم مىكنند .
چهار فرق :
بچه تازه به دنيا آمده كه از گودى گردن تا وسط پيشانى او خطى باشد ( ستوده : 55 ) .
چهارگل :
گل پنيرك ، بنفشه ، گل كدو و گل ختمى ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
چارشربتو :
غذايى كه از آرد و روغن و زيره و زرچوبه و تخم شربتى و باديون براى زائو درست كنند ( ستوده : 55 ) .
حكه
( hekka )
:
خارش عقب يا جلو ( شهرى : 3 / 478 )
حجر اليهود :
سنگى است ، به شكل بلوط و مايل به سفيدى با خطوط متوازيه كه در آب نرم مىشود ، طعمى ندارد . سنگى دريايى است و براى درمان سنگ مثانه به كار مىرفته است .
چون در بيت المقدس به دست مىآمده به اين نام خوانده شده است ( زاوش : 521 - 522 ؛ نيز نك : عرايس الجواهر : 168 و فرهنگ دهخدا ) .
خرمهره :
مىگفتند ، موقعى كه كرهالاغ دنيا مىآيد ، يك مهره زير زبان كرهالاغ هست كه اگر آن را برندارند ، كرهالاغ قورت مىدهد . خانمها كه براى چاقى و سفيدى شير الاغ مىخوردند به الاغدارها سفارش مىكردند ، تا الاغشان زاييد فورى آن مهره را از دهان كرهالاغ دربياورند و انعام بگيرند ، مهرهء الاغ چيزى شبيه بادام درشت و مثل سنگ سفت بود ، براى اينكه دريابند اصل است يا بدل آن را بين دو ناخن شست دست راست و چپ قرار مىدادند ، اگر مىچرخيد ، اصل بود ( كتيرايى : 423 - 424 ، قس عرايس الجواهر : 157 ) .
خروسك :
خناق ( صانعى : 8 و 210 ) . - ديفترى
خون سياووشان :
به عربى به آن خون دو برادر ( دم الاخوين ) . مىگويند ، صمغى سرخرنگ كه از انواع گوناگون درختان تيرهء سوسن است ، به باور پارسيان اين گياه از خون بر زمين ريختهء سياوش پسر كيكاوس سبز شده است ( بيرونى :
519 ) . رزينى است كه از گياه داراكارنا سنابارى
( dracarna cinnabari Balf )
. از خانواده ليليا سه به دست مىآيد ، رزين به طور خودبهخود از ميوههاى رسيده به صورت قطراتى خارج مىشود و در صورت شكسته شدن داراى سطح شيشهاى شفاف و رنگ درخشان نى است ، از نظر طبى اين دارو داراى خاصيت قابض بوده براى بند آوردن خونريزىها و به صورت مشمع براى تسكين درد در قسمتهاى ران و ساق پا به كار مىرود ( آيينهچى : 1053 ) . مهمترين و معروفترين گياهى كه از آن خون سياووشان مىگيرند درختى است از خانواده خرما
( palmmaceae )
كه نام علمى آن
Daemonoropdrace Blume
است كه به هندى هيرادوخى نام دارد . درختى است داراى تنهء اصلى دراز و استوانهاى مانند نخلها ، برگهاى آن مركب از برگچههاى باريك و نوكتيز با دمبرگ است ، گلهاى آن مانند نخلها نر و ماده جداگانه روى دو پايه جدا