تخم كوچك :
از تخمهاى دارويى است كه رنگ آن سياه است و شبيه تخم اسپرزه است ، به آب مىزنند و مىخورند ( ستوده : 40 ) .
ترشا :
بدى گوارش ، حالتى كه در معده به واسطهء زياد شدن ترشحات اسيدى پيدا مىشود ( فرهنگ عميد )
ترياق اربعه :
چهار داروى ضد سم است كه از تركيب مكد جز ( مكد مخفف من كل واحد ، يعنى از هر يكى يك جزء يا يك مثقال ) .
حب القار ، زراوند ، مرمكى
( morammeki )
جنييانا رومى
( jontiy n )
. است كه سه برابر يعنى دوازده مثقال عسل به آن اضافه مىشود ، اصولا تمام معجونها سه برابر عسل دارند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
توتيا :
سنگ سرمه كه سه قسم است زرد و كبود و معدنى ( دهخدا ) . اكسيد طبيعى و ناخالص روى كه در كورههاى ذوب سرب و روى به دست آيد و محلول آن گندزدايى قوى است و در چشمپزشكى محلول رقيق وى براى شستشوى مخاط و پلكها به كار مىرود . در قديم اكسيد ناخالص مزبور را در جوشهاى بهاره و جوشهاى تراخمى به صورت گرد روى پلكها مىپاشيدند ( معين ، نيز نك .
عرايس الجواهر : 188 ) .
تورك
( Turk )
:
نقطهء سپيدى كه بر سياهى يا سپيدى چشم افتد . دانههاى سپيد كه بر چشم دردگين پيدا شود آبلهريزهء سرخ يا سپيد كه بر چشم افتد . ( لغتنامه دهخدا ) . دانههاى سپيد يا لكهء سرخ يا كبودى كه بر اثر بيمارى يا ضربديدگى بر سفيدى چشم آشكار شود ( بلوكباشى : 137 ، شاملو : 2 / 637 ) .
تورك انداختن چشم يعنى قرمز شدن سفيدى چشم و باقى ماندن آن بدون درد و ناراحتى ( جمالزاده ) . اين واژه ظاهرا عاميانه است ، مردم تهران ( بلوكباشى : 137 ) آباده ( دانشور : 514 ) و اصفهان ( افشار سيستانى : 103 ) نيز آن را با همين نام مىشناسند . در طب سنتى به آن طرفه
( tarfa )
مىگويند ( اصفهانى : 8 ) . طرفه نقطهء سرخى است كه در چشم پيدا شود از ضرب و سقطه ( غياث اللغات ) نقطهء سرخ باشد يا كبودگى بر سپيدهء چشم افتد ( جرجانى :
351 ) . در علت بروز آن چهار سبب برشمردهاند : يكى آنكه بعضى رگها كه در طبقهء ملتحمه است بگسلد به سبب زخمى و آفتى و آسيبى كه از بيرون بر چشم آيد و خون ظاهر شود . دوم آنكه اگرچه رگهاى ملتحمه گسسته شود به سبب زخمى كه بر چشم آيد خون ظاهر شود . سوم آنكه زخمى و آسيبى به چشم رسد به سبب گرمى و تيزى خون اندر ملتحمه خراجى نزله كند و اين خراج سر كند .
چهارم آنكه به قوت قى كردن پديد آيد ( همان : 351 ) . دو علت ديگر نيز عامل اين مرض مىدانند : يكى از ضربت و جز آن حادث گردد ( منتهى الارب ) و علت ديگر پيوسته بسته ماندن چشم يا خطاى درمان است ( ارزانى : 230 ) .
تين
( tin )
:
نوعى كنه شتر كه مىفشارند و روى سوختگى مىمالند ، بسيار مفيد است ( ستوده :
56 ) .
تيول ( برگ تيول ) :
عبارت از گياه تيلاروبرا
( Tilarubra )
. از خانوادهء تىلياسه است ، گلهاى اين گياه داراى موسيلاژ خاصيت نرمكنندگى است . همچنين آن را در حالت نزله و اختلالات عصبى به صورت دمكرده به كار مىبرند ( آيينهچى : 1079 ) .
جرب :
بيمارى پوستى خارشدار همراه با جوشهاى ريز ، ميكربش در زير پوست فعاليت مىكند . بيمارى مسرى ، نوعى گرى يا كچلى خشك است ( شهرى ، 1368 : 3 / 479 ) .