تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩

واژگان و اصطلاحات

آكله :

خوره ، ريشى است كه پديد آيد و گوشت را مىخورد ( قمرى بخارايى : 47 ) .

آل :

زنى خيالى كه به سروقت زائو مىآيد ، تا جگر او را بربايد و معتقدند اگر كسى از اين زن چاقو يا كاردى بگيرد ، ديگر سروقت خانوادهء او نخواهد آمد ( ستوده : 5 ) .

اجاق :

داشتن نيروى جادويى براى درمان امراض ( - ادوم ) .
ادوم
( odum )
: نوعى قدرت جادويى براى درمان بعضى امراض است كه فردى دارد كه تصادفا با آلى كه جگر زن زائو را ربوده مواجه و موفق به تهديد او شود . آل براى نجات خود به او و هفت پشت او ادوم مىدهد و به نشانى يك تار از موى خود نيز به او هديه مىكند . كسى كه ادوم دارد نه تنها خود و هفت پشتش از گزند آل در امان است بلكه مىتواند آل‌زده و حتى بيماران روانى را درمان كند ( جانب اللهى ، فانى : 29 ) . براى امراض دام نيز به‌خصوص در كنه‌زدگى افرادى به نام كنه‌اى يا ادوم‌دار وجود دارند ، در اين مورد هركسى مىتواند ادوم‌دار شود مشروط به اينكه هفت كنه را در شيشه كرده دفن كند ، پس از هفت سال ادوم مىشود ( جانب اللهى ، سليمى مؤيد ، 1374 : 97 ) .
اسپرزه
( esparze )
: از تخم دارويى است كه لعاب آن براى سينه مفيد است . آن را تخم سفيد هم مىخوانند و به عربى بذر قطونا نام دارد . داخل اين تخم داراى مواد سمى است ( ستوده : 7 )

اسپل :

اسپرز ، طحال

استوقدوس يا اسطوقدوس :

در فارسى شاه اسپرغم است .

اسقربوط :

فساد خون
اوسونه
( owsuna )
: عمليات فيزيكى كه براى درمان نازايى انجام مىدهند ( نك . متن ) .

اشترك :

هم مثل انغوزه برداشت مىكردند ، حتى مثل انغوزه برگ‌هايش را مىخواباندند و سنگ روى آن مىگذاشتند ، تا زمانى كه شيره از برگ به ريشه منتقل شود ، خاك بوته را كنار مىزدند ، تا به ريشه برسند ، تيغ مىزدند و برداشت مىكردند . شيرهء آن سفيد است و خشك هم كه شد سفيد مىماند . پنج يا شش سال دوام دارد بعد ساقه‌اش تير مىكشد و بلند مىشود و سپس خشك مىشود .

ام الصبيان :

بادى است مخصوص بچه‌ها كه از دوران شيرخوارگى تا هفت سالگى مبتلاى آن مىشوند ، آن را صرع اطفال مىدانسته‌اند ( ساعدى ، 1355 : 95 ، نيز نك . مجله سخن ش . اول ، دوره شانزدهم ، مقاله « ام الصبيان » ) .