است كه انسان از به دو فطرت استعدادهاى خير و شر هر دو در وجود او نهاده شده است و مىتواند خوب و صالح يا بد و فاسد شود ( عطاران ، 1382 ) و آيههاى قرآن به هر دو جنبه مثبت و منفى انسان به صورت مستدل پرداخته است بهگونهاى كه او را آگاه ( قيامت / 14 - 15 ) ، داراى استعداد بىنهايت ( فجر / 27 - 30 ) مكلف و مسئول ( انسان / 3 ) دانسته و از طرف ديگر او را عجول ( اسراء / 11 ) ، ضعيف ( نساء / 211 ) ، حريص ( معارج / 19 ) ، بخيل ( اسراء / 100 ) دانسته است به نوعى انسان داراى دو گرايش متضاد است ( نصرى ، 1368 ) و بايد با اراده دست به انتخاب بزند و بهترين راه را انتخاب كند و زمينههاى حركت در مسير مثبت و منفى از كودكى چيده مىشود و به نوعى برآيند اين تلاشها در نهايت تبديل به الگوهاى رفتارى مىشود كه شخصيت انسان را تشكيل مىدهد كه اين شخصيت در انسان از ابعاد جسمانى ، عاطفى ، اخلاقى ، اجتماعى و شناختى تشكيل شده است . عوامل محيطى ( در اين تحقيق گوشت حلال ) مىتواند بر رشد هركدام از آنها تاثير گذاشته و زمينههاى مثبت و منفى را در فرد ايجاد كند و در نهايت انتخاب راه را مهيا سازد . شواهد مستدل حديثى بيانكننده آن است كه ذبح حلال بر هركدام از ابعاد شخصيتى چه جسمانى و چه روانشناسى ( اجتماعى ، عاطفى ، اخلاقى ، شناختى ) تاثيرگذار است . امام رضا ( ع ) در حديثى مىفرمايد : حرام بودن مردار براى آن است كه باعث بداخلاقى ، عصبانيت ، قساوت قلب و از بين رفتن مهر و عطوفت مىشود و همچنين حضرت صادق ( ع ) در جواب يكى از اصحاب كه پرسيد چرا خداوند مردار و خون و گوشت خوك را حرام نموده است ؟ فرمودند : خداوند تبارك و تعالى چيزى را حرام ننموده مگر براى حفظ مصالح خود مردم و اين كار را از راه لطف و تفضل حرام و نهى نموده است .
و در ادامه مىفرمايد خوردن خون باعث ايجاد قساوت قلب و بىرحمى مىشود بهطورى كه رحم نكند بر فرزند و پدر و مادر و دوست صميمى خود ، حتى حاضر به قتل آنها مىشود . از موارد بالا اينگونه به نظر مىرسد كه ذبح و گوشت حرام مىتواند انسان را آماده پذيرش صفات منفى و به نوعى يادگيرى ( بعد شناختى ) نابجا شده و مسير انسان را بهطرف بدىها تعيين خواهد كرد . ( 3 )
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 300
مساهمون: بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
ص٣٠٠