فصل 22 [ ادعاى أبو الحسين خياط در باره داستان غار و ابو بكر ]
شيخ - ادام اللَّه عزّه - فرمود : ابو الحسين خيّاط « 1 » گفته است كه مردى از اصحاب امامت از جانب رئيسى از ايشان پيش من آمد ، و آن مرد گمان داشت كه آن رئيس او را امر كرده است كه از من سؤال كند از قول رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله وقتى كه با ابو بكر در غار بودهاند و ابو بكر دلگير بوده است فرموده است : « آزرده مباش به درستى كه خداى تعالى با ماست . » « 2 » و سؤال اين است كه ترس و دلگيرى كه ابو بكر داشت آيا طاعت بوده يا گناه و معصيت ؟ اگر طاعت بود لازم مىآيد كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله نهى كرده باشد او را از طاعت ؟
( و بطلان اين ظاهر است ، زيرا كه مراد به طاعت اعم از واجب و سنت و مكروه و مباح است و بطلان نهى از واجب و سنت ظاهر است ، و همچنين از مكروه و مباح نيز از براى آنكه نهى دلالت بر حرمت مىكند و مكروه و مباح حرام نيستند ليكن مكروه اندك كراهت و ناخوشى دارد كه به مرتبهء حرمت نمىرسد ) و اگر معصيت بود پس گناه و عصيان كرده است ابو بكر به سبب دلگيرى خود .
[ بحثى در باره « خوف حضرت موسى ع » ]
خيّاط گفت : پس من به آن مرد گفتم كه جواب اين را امروز بگذار ليكن برگرد به سوى رئيس و سؤال كن از او از قول خداى تعالى به موسى عليه السّلام ، كه « خوف مكن » آيا خالى است خوف موسى عليه السّلام از اينكه طاعت بوده است يا معصيت ؟ يعنى البته يكى از اين تا بوده است . پس اگر طاعت بوده خداى تعالى نهى كرده است او را از
هامش
( 1 ) عبد الرّحيم بن محمد بن عثمان ، معروف به « ابو الحسين خيّاط » از سران معتزله بود و در دفاع از معتزله كتاب « الانتصار » را نوشت و در آن جواب سخنان ابن راوندى صاحب كتاب « فضائح المعتزله » را داد . خيّاط در سال 300 هجرى قمرى رحلت كرد و از شاگردان معروف او « احمد كعبى » مىباشد .
« تاريخ بغداد » 11 / 87 ، « طبقات المعتزله » ص 85
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 40 .