فصل 20 [ سخن ابو هاشم جعفرى در شهادت يحيى بن عمرو ]
و از كلام نثر آنچه شبيه است به اين نظم اين است كه بعد از قتل « 1 » يحيى بن عمرو « 2 » داخل شد داود بن قاسم « ابو هاشم جعفرى » « 3 » بر محمد بن عبد اللَّه بن طاهر « 4 » و گفت كه اى امير به درستى كه ما آمديم تهنيت كنيم تو را به امرى كه اگر رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله بود او را به سبب اين تعزيت مىداشتيم . « 5 »
هامش
( 1 ) در متن عربى : « المقتول بشاهى رحمه اللَّه » آمده است .
( 2 ) . ابو الحسن يحيى بن عمرو بن يحيى بن الحسين بن زيد شهيد ، معروف به « قتيل شاهى » در حكومت متوكّل ، در خراسان قيام كرد و متوكّل او را تازيانه زد و به زندان افكند و وقتى آزاد شد به كربلا رفت و جمعى از زائران امام حسين عليه السّلام با او بيعت كردند و به كوفه رفته آنجا را به تصرّف خود در آوردند و حكومت آنجا را در دست گرفتند و سرانجام در اطراف روستاى « شاهى » با لشكر اعزامى ذو اليمينين درگير شد و به شهادت نائل آمد ( سال 250 هجرى قمرى ) يحيى مردى ديندار و نيكوكار و شجاع و دلير و اهل عمل بود و مردم كوفه او را بسيار دوست مىداشتند . ر . ك : « ترجمه تاريخ فخرى » ص 332 ، « تتمة المنتهى » ص 334 .
( 3 ) . داود بن قاسم بن اسحاق بن عبد اللَّه بن جعفر طيّار ، معروف به « ابو هاشم جعفرى » در بغداد مىزيست و داراى زبان گويا و قاطع بود . او را به سامرّا بردند و در سال 252 هجرى قمرى به زندان افكندند . من خطيب بغدادى مىگويم : آنچه به من رسيده اين است كه ايشان در جمادى الاولى سال 261 هجرى قمرى رحلت كرد . « تاريخ بغداد » 8 / 369 .
( 4 ) . محمد بن عبد اللَّه بن طاهر ذو اليمينين ، آخرين امير طاهريان است . دو بار حكمران بغداد بوده .
يك بار در سال 237 هجرى قمرى و بار ديگر سال 248 كه تا سال 259 هجرى قمرى حكومت نمود و به دست يعقوب ليث صفارى دستگير و زندانى شد و حكومت طاهريان برچيده شد . ر . ك : « تاريخ خاندان طاهرى » ص 31 .
( 5 ) ابن طقطقى مىنويسد : « . . . محمد بن عبد اللَّه بن طاهر ( وقتى اين مطلب را شنيد ) لحظهاى سر خود را فرو افكند ، سپس از جا برخاست و مردم متفرّق شدند . از آن پس شعرا در رثاى يحيى بن عمرو شعرها سرودند . از جمله « ابن رومى » بود كه قصيدهء جيميّهاى در اين باره سرود . . . « ترجمه تاريخ فخرى » ص 333 .