فصل 17 [ اشعار فرزدق در مدح امام سجاد ع ]
گفت شيخ - ادام اللَّه عزّه - به درستى كه من خوب مىدانم قول فرزدق « 1 » شاعر را در كلامى كه در آن مدح امام زين العابدين عليه السّلام كرده است و به درستى كه كلام او مناسب به آنچه گذشت در فصلها و مشابه است به آنها .
( و آن چنان است كه هشام بن عبد الملك « 2 » كه از پادشاهان بنى اميه است به حج مىرفت و چون رفت طواف كند چنان كثرت شد كه قادر بر طواف نشد . ناگاه ديد جوانى طواف مىكند و مردم دور مىروند و راه به وى مىدهند ، تعجب كرد و گفت كيست اين جوان ، فرزدق رحمه اللَّه بديهة اين اشعار را گفت )
هامش
( 1 ) . ابو فراس همام بن غالب بن صعصعه ، ملقّب به « فرزدق » در حدود سال 20 هجرى قمرى در بصره متولد شد . در عهد معاويه با « زياد بن ابيه » كه از جانب معاويه عامل بصره بود درگير شد و « زياد » قصد قتلش كرد و او از بصره به مدينه و جاهاى ديگر مسافرت كرد و وقتى « زياد » بمرد ، فرزدق او را و هر كه را براى « زياد » مرثيه گفته بود ، هجا گفت . در ايام حج با امام حسين عليه السّلام ملاقاتى داشت . و بار ديگر با فرزند او امام زين العابدين عليه السّلام ملاقات مىكند و اين همان قصيده معروف است كه در تجليل از او گفته است . در زندگى فرزدق و مدح و هجو خلفاى بنى اميّه مطالبى ديده مىشود و فراز و نشيبهائى نيز داشته است ولى سرانجام در قصيدهاى با خداى خود عهد كرد كه ديگر راه خلاف و گناه را در پيش نگيرد . فرزدق در حدود سال 114 هجرى قمرى در بصره چشم از جهان فرو بست . « الارشاد شيخ مفيد » 2 / 150 ، « تاريخ ادبيات زبان عربى » ص 217 شيخ عباس قمى رحمه اللَّه مىنويسد : « محقق بهبهانى از جد خود تقى مجلسى ، نقل كرده كه عبد الرحمن جامى سنّى در سلسلة الذّهب ، اين قصيده را به نظم فارسى در آورده و گفته كه زنى از اهل كوفه فرزدق را بعد از مرگ در خواب ديد از او پرسيد كه خدا با تو چه كرد ؟ گفت : خداوند تعالى مرا آمرزيد به سبب آن قصيدهاى كه در مدح على بن حسين عليهما السّلام گفتم . جامى گفته سزاوار است كه خداوند تمام عالم را بيامرزد به بركت اين قصيده شريفه » . « هدية الاحباب » ص 232
( 2 ) . ابو الوليد هشام بن عبد الملك بن مروان ، حدود سال 70 هجرى قمرى به دنيا آمد و در سال 105 هجرى قمرى همان روزى كه برادرش يزيد بن عبد الملك مرد ، خلافت را در دست گرفت و پس از بيست حكومت در سال 125 هجرى قمرى وفات كرد . « تاريخ الخلفاء سيوطى » ص 247