پس واجب است كه نبوده باشد كسى افضل از كسى كه نفس رسول صلّى اللَّه عليه و آله است به حكم خداى - عزّ و جلّ - ، يعنى امير المؤمنين عليه السّلام .
[ بحثى در باره آيه مباهله ]
مأمون گفت كه آيا چنين نيست كه خداى تعالى « ابناء » به لفظ جمع گفته است يعنى « پسرها » و حال آنكه نخوانده است رسول صلّى اللَّه عليه و آله مگر دو پسر خود را و بس ، و ذكر كرده است « نساء » به لفظ جمع يعنى « زنها » و به درستى كه نخوانده است رسول صلّى اللَّه عليه و آله مگر دختر خود را تنها ، پس چرا جايز نيست كه ذكر كرده باشد خواندن كسى را كه نفس پيغمبر باشد و بوده باشد مراد در واقع حضرت پيغمبر خود نه غير او ؟ بنا بر اين نيست براى امير المؤمنين عليه السّلام اين فضيلتى كه ذكر كردى .
شيخ فرمود كه امام رضا عليه السّلام جواب فرمود كه درست نيست آنچه تو ذكر كردى يا امير المؤمنين ، زيرا طلبنده غير خود را مىطلبد ، چنان كه كسى كه امركننده و حكمكننده است امر مىكند به غير خود ، و صحيح نيست در حقيقت خود را بخواند ، چنان كه صحيح نيست كه امر به خود كند در حقيقت . و هر گاه نطلبيده باشد نبى صلّى اللَّه عليه و آله مردى را در مباهله مگر امير المؤمنين عليه السّلام را ، ثابت مىشود كه او نفس پيغمبر است كه اراده كرده است آن را خداى تعالى در كتاب خود و گردانيده است حكم آن حضرت را اينكه نفس رسول صلّى اللَّه عليه و آله است در تنزيل و قرآن .
مأمون گفت : هر گاه اين جواب وارد شده سؤالى كه كردم باطل شد .