تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
احتياج آن حضرت به سوى ايشان و نبود حاجتى كه بخواند آن حضرت را به مشورت با ايشان چنان كه تو گمان و توهّم كردى ، بلكه از براى امر ديگر است كه من ذكر مىكنم آن را از براى تو بعد از واضح كردن آن چيزى كه خبر دادم تو را به آن ، يعنى آنكه مشورت از براى احتياج به ايشان نبود . از براى آن است كه ما به تحقيق مىدانيم رسول صلّى اللَّه عليه و آله معصوم بود از گناهان كبيره و صغيره ، يعنى عصمت از كباير واجب است به اعتقاد ما و تو ، و صغاير را تو جايز مىدانى بر آن حضرت و آن حضرت كاملترين خلق بود به اتفاق اهل ملّت و نيكوتر ايشان در رأى و وفوردارتر ايشان در عقل و محكم‌تر ايشان بود در تدبير . و متصل بود مواد وحى ميان آن حضرت و ميان خداى تعالى ، و ملائكه در عقب يك ديگر وارد مىشدند بر وى از براى اعلام از جانب خداى تعالى و تهذيب او و اخبارى وى به مصلحت‌ها . و هر گاه بوده باشد آن حضرت بر اين صفات ، صحيح نيست كه بخواند او را كسى به فراگرفتن رأى از رعيّت خود ، از براى آنكه نيست احدى از ايشان مگر اينكه پائين‌تر از وى باشد در جميع آنچه ما شمرديم ، و به درستى كه مشورت نمىكند حكيم دانا با غير خود به طريق استفاده كردن و يارى جستن به رأى آن غير ، مگر اينكه يقين داشته باشد كه غير ، احسن از اوست در رأى و بهتر است در تدبير و كاملتر است در عقل ، يا گمان اين داشته باشد . اما هر گاه علم وى احاطه كرده باشد به اينكه غير ، پست‌تر است از وى در آنچه ما آن را وصف كرديم نخواهد بود براى استعانت او در تدبير به رأى غير معنى و حاصلى . از براى آنكه كامل محتاج نيست به ناقص در چيزى كه محتاج باشد در آن به كمال ، چنان كه محتاج نيست عالم به جاهل در چيزى كه محتاج باشد در آن به علم و متضمن آيه يعنى آنچه آيه آن را در برگرفته است تنبيه مىكند بر آنچه گفتيم . آيا نگاه نمىكنى به قول خداى تعالى :