فصل 12 [ مناظره شيخ مفيد با شيخ ورثانى ] - [ علت مشاوره پيامبر با امت ]
حاضر شد شيخ - ادام اللَّه عزّه - در خانه شريف ابو عبد اللَّه محمد بن محمد بن طاهر رحمه اللَّه و حاضر بود مردى از متفقه معروف به ورثانى « 1 » كه از فقهاء اهل سنت بود .
پس ورثانى گفت به شيخ كه آيا نيست از مذهب تو كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله معصوم بود از خطاء و برى از زلّتها ، مأمون از سهو و غلط ، كامل بنفسه ، مستغنى از رعيت خويش ؟
پس گفت به او شيخ كه بلى چنين بود رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله .
ورثانى گفت پس چه مىكنى با قول خداى عزّ و جل كه :
(
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
) « 2 » امر كرده است خداى تعالى به رسول صلّى اللَّه عليه و آله كه مشاورت كن با قوم در امر ، يعنى در امر جنگ يا هر امرى كه باشد ، پس هر گاه عزم كنى بر امرى بعد از مشاوره ، پس توكّل كن بر خداى عزّ و جلّ .
آيا امر نكرده است خداى تعالى رسول صلّى اللَّه عليه و آله را به استعانت و يارى جستن به قوم در رأى و محتاج نگردانيده است او را به سوى ايشان . ( يعنى امر كرده است و محتاج گردانيده است ) .
پس چگونه صحيح بود به رأى تو آنچه دعوى كردى با وجود ظاهر قرآن و چيزى كه كرد او را نبى صلّى اللَّه عليه و آله يعنى مشورت كردن آن حضرت با ايشان ؟
شيخ گفت : به درستى كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله مشاوره نكرد با اصحاب خود از براى
هامش
( 1 ) . ظاهرا « ابو الفرج عبد الواحد بن بكر ورثانى » است كه معاصر شيخ مفيد بوده و در سال 372 وفات كرده است . ر . ك : « اللباب في تهذيب الأنساب » 3 / 358 - 359
( 2 ) . آل عمران ، آيه 159