فصل 114 [ مناظره شيخ مفيد با مرد زيدى ]
حاضر شد شيخ ابو عبد اللَّه - ادام اللَّه عزّه - در مسجد كوفه پس مجتمع شدند نزد او از اهل كوفه و غير ايشان بيش از پانصد كس . پس مبادرت كرد به شيخ - ايّده اللَّه - مردى از « زيديه » در ميان آن جماعت و آن مرد ارادهء فتنه و فساد داشت و گفت به شيخ به چه دليل جايز داشتى انكار امامت زيد بن على را عليه السّلام ؟
پس گفت شيخ - ايّده اللَّه - كه تو به من گمان بردهاى گمان باطلى . و حال آنكه سخن من در بارهء زيد بن على عليه السّلام مخالف نيست با سخن طايفهء زيديهء پس سزاوار نباشد كه قرار دهى مذهب مرا در بارهء زيد مخالف مذهب ايشان .
آن مرد گفت : چيست مذهب تو در امامت زيد بن على عليه السّلام ؟
پس شيخ گفت : من ثابت مىكنم از امامت زيد رحمه اللَّه آنچه ثابت مىكنند طايفهء زيديّه و نفى مىكنم از امامت و آنچه نفى مىكنند طايفه زيديه . و مىگويم كه زيد رحمه اللَّه امام بود در علم و زهد و امر به معروف و نهى از منكر و نفى مىكنم از زيد امامت را به اين معنى كه نص از پيغمبر يا امام ديگر در بارهء او باشد يا معجزهاى سر زده باشد از او كه دليل امامت او شود و او معصوم باشد از همهء خطاها . و به درستى كه اينكه گفتم چيزى است كه هيچ يك از زيديّه مخالفت من در اين باب نكرده . پس هر كه حاضر بود از طايفهء زيديه در آن مجلس ضبط خود نكرده شروع در شكرگزارى شيخ و دعاى او كردند و باطل شد حيله آن مرد در آن اراده كه كرده بود از فتنه و فساد و تشنيع بر شيخ .