؛ يعنى بار خدايا هدايت كن دل او را و ثابت دار زبان او را ، پس من شك نكردم بعد از آن در هيچ حكمى دينى ميانهء دو كس .
و به تحقيق اين معنى ضد است با وقوع خطا از آن حضرت عليه السّلام در احكام دين و جمع نمىشود با داخل شدن شك بر آن حضرت عليه السّلام در حكمى از احكام دين .
و همچنين اجماع كردهاند امت كه پيغمبر عليه السّلام گفته :
« على مع الحقّ و الحقّ مع علىّ يدور معه حيث ما دار »
« 1 » ؛ يعنى على بن ابى طالب با حق است و حق با على بن ابى طالب است ، مىگردد حق با او هر جا او بگردد . و به درستى كه جايز نيست كسى كه بر اين صفت بوده باشد به گفته پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اينكه خطا كند در دين يا شك نمايد در احكام دينى .
و همچنين اجماع كردهاند امت كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله گفت :
« علىّ اقضاكم »
« 2 » ؛ يعنى على بن ابى طالب قاضىتر است از همهء شما . و به درستى كه قاضىترين همهء امت جايز نيست خطا كند در احكام و نمىتواند بود كه غير او داناتر بوده باشد از او در حكمى از احكام دين . پس معلوم شد بطلان آنچه اعتراض كرده به تو خصم تو و منكشف شد سستى اعتراض او و باللَّه التوفيق و اياه نستهدى الى سبيل الرشاد .
هامش
( 1 ) . « سنن ترمذى » 5 / 398 حديث 3734 « تاريخ بغداد » 14 / 321 با مختصر تفاوت .
( 2 ) . « فتح البارى » 8 / 136