تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
؛ يعنى رسول صلّى اللَّه عليه و آله عهد كرده به سوى من كه دعوت نكنم احدى را به امامت خود تا آنكه همگى به سوى من بيايند و برهنه نكنم شمشير را تا آنكه همگى بيعت كنند با من و مع هذا مرا رسول صلّى اللَّه عليه و آله مشغولى عظيم است . پس آن مرد عباسى به شيخ ، گفت : بنا بر اين ، تو مىگوئى عباس خطا كرده در دعوت امير المؤمنين عليه السّلام به سوى بيعت . پس شيخ گفت : خطا نكرده عباس در آنچه قصد كرده ؛ زيرا عمل او بر ظاهر بود كه امير المؤمنين امام به حق است و عمل امير المؤمنين عليه السّلام بر باطن بوده كه بيعت كردن ، خلاف مصلحت خدا و رسول است . پس عباس و امير المؤمنين عليه السّلام هر دو بر صواب بودند و خطائى از هيچ يك به فعل نيامد . و الحمد للَّه رب العالمين . پس گفت آن مرد عباسى به شيخ پس اگر امير المؤمنين عليه السّلام امام بوده باشد بعد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله لازم مىآيد كه خطا كرده باشد ابو بكر و عمر و هر كه متابعت ايشان كرده و مىكند و به درستى كه اين امرى است عظيم در دين . پس شيخ - ايّده اللَّه - گفت كه نيستم من در اين ساعت بگشايم زبان را از براى فتوى دادن به تخطئه كسى ، بلكه من جواب گفتم تو را از چيزى كه پرسيدى از آن . پس اگر جواب من صواب باشد و متضمن تخطئه انسانى بوده باشد بر تو لازم است وحشت نكنى از متابعت صواب . و اگر خطا باشد پس مر تو را است كه تكلم كنى بر ابطال آن و بيان نمائى خطاى آن را و به درستى كه اين اولى است از تشنيع تو به چيزى كه نفع ندارد و با آنكه اگر عظيم مىشمارى تو تخطئه ابو بكر و عمر را و از آن گريزانى پس ناچار است تو را تخطئه على بن ابى طالب و عباس رحمه اللَّه از اين جهت كه على بن ابى طالب عليه السّلام و عباس هر دو تأخر ورزيدند از بيعت ابو بكر و راضى نشدند به پيشوائى او بر خودشان و عمل نكردند از براى ابو بكر و نه از براى عمر عملى را و برگردن نگرفتند از براى ابو بكر و عمر ولايت را و نشمردند ابو بكر و عمر ايشان را اهل اينكه شريك سازند ايشان را در امرى از امور خود . خصوصا عمر كه در وقتى كه نام مىبرد جمعى را كه لياقت امامت داشته باشند
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 616 | الشيخ المفيد / جمال الدين محمد الخوانساري