صحت او عقل و گواهى مىدهد به صواب آن قرآن مجيد . پس تصديق امير المؤمنين عليه السّلام ابو بكر را در آن روايت از جهت عقل و قرآن بوده باشد نه از اين جهت كه ابو بكر راوى آن است از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و نه از اين جهت كه ابو بكر ظاهر العدالة است ؛ زيرا آنچه روايت كرده ابو بكر آن است كه گفته است شنيدم از رسول اللَّه كه مىفرمود :
« ما من عبد يذنب ذنبا فيندم عليه و يخرج الى صحراء فلاة فيصلّى ركعتين ثمّ يعترف به و يستغفر اللَّه عزّ و جلّ منه الّا غفر اللَّه له »
« 1 » ؛ يعنى نيست بندهاى كه گناهى كند پس پشيمان شود بر آن گناه و بيرون رود به صحرا پس بگزارد دو ركعت نماز پس اعتراف كند به آن گناه و استغفار كند خداى عز و جلّ را مگر اينكه بيامرزد اللَّه تعالى او را .
و به درستى كه اين خبر چيزى است قرآن مجيد نيز ناطق است به آن . گفته است اللَّه تعالى :
وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ
« 2 » و همچنين فرموده :
(
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
) « 3 » و همچنين عقل دلالت مىكند بر قبول توبه . و هر گاه حال بر اين منوال باشد باطل مىشود آن چيزى كه تو دست زدهاى به آن چيز و حال آنكه مخصوص ابو بكر بوده در روايت حديث مخصوصى . زيرا چنين واقع نشده كه مكرّر ابو بكر روايت حديث كرده باشد و امير المؤمنين عليه السّلام تصديق او نموده باشد . و وجه بطلان آن چيزى است كه گذشت خبر دادن امير المؤمنين عليه السّلام از راستى ابو بكر در آن
هامش
( 1 ) . « مسند احمد حنبل » 1 / 18 حديث شماره 57
( 2 ) . سوره شورى ، آيه 25
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 222