و اما فرقهاى كه اعتراف كردهاند به اينكه امام حسن عسكرى عليه السّلام امام بود بعد از پدرش عليه السّلام و ادعا كردهاند كه در وقت احتضارش نص فرمود بر برادرش جعفر بن على و استدلال كردهاند بر مذهب خود به اينكه گمان كردهاند كه دعواى آنكه قائل شده به نصّ امام حسن عسكرى عليه السّلام بر فرزندش باطل است و گفتهاند كه عقل موجب امامت است . پس ناچار آن است كه قائل شويم به امامت جعفر . به درستى كه گفته مىشود به ايشان كه از كجا گمان كردهايد كه نقل طايفهء اماميه نص را از امام حسن عسكرى بر پسرش عليه السّلام باطل است و چگونه دانستيد كه حق نيست و حال آنكه دليل دلالت كرده بر وجوب امامت و وثوق و اعتماد هست بر ناقلين نص مذكور و همچنين علامتها بر صدق ناقلين از خبر دادن در زمان غيبت از چيزى چند كه واقع شد قبل از وقوع . و به درستى كه اين ناقلين از مخصوصين اصحاب امام حسن عسكرى عليه السّلام بودند و بيك و رسول بودند ميان آن حضرت و ميان شيعهء او عليه السّلام . و همچنين باطل مىكند اين مذهب را بطلان امامت جعفر به واسطه صفاتى چند كه در او بود و ضد صفاتى بود كه در امام معتبر است از نقصان علم و قلّت معرفت و ارتكاب قبايح و سبك شمردن حقوق خداى عزّ و جل را در بازماندگان برادرش عليه السّلام با آنكه نص مفقود است بر جعفر ؛ زيرا نيست احدى كه روايت كند نص را براو يا نقل كند نص را از يكى از پدران او يا از برادر او كه امام حسن عسكرى عليه السّلام است .
و هر گاه حال بر اين منوال باشد كه ما ذكر كرديم پس به تحقيق ساقط مىشود آنچه اين فرقه متعلق به آن شدهاند يا آنكه اصلا فرق نيست ميان اين فرقه و ميان كسى كه ادعا كند امامت بعضى از آل ابو طالب را و استدلال كند به طريق اين فرقه از اينكه وجود امام واجب است . و فاسد است قول اماميه كه گفتهاند نص كرد امام حسن عسكرى عليه السّلام بر فرزند خود عليه السّلام و هر گاه اصلا فرق نباشد ميان اين دو قول و يكى از آن باطل باشد بىخلاف پس آن قول ديگر در بطلان و فساد مثل آن قول خواهد بود .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 592
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٩٢