تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
ابو جعفر محمد بن على الباقر عليهما السّلام كه آن حضرت گفت كه من دفن كردم عم خود محمد بن حنفيه را و افشانيدم دست خود را از خاك قبر او . پس حميرى مذكور
گفت : نبئت أنّ ابن عطاء روى * و ربّما صرّح بالمنكر لمّا روى أنّ ابا جعفر * قال و لم يصدق و لم يبرر دفنت عمّى ثمّ غادرته * صفيح لبن و تراب ثرى ما قاله قطّ و لو قاله * قلت اتقاء من ابى جعفر
؛ يعنى خبر داده شدم اينكه پسر « عطا » روايت كرده و بسا باشد كه صريح كرده باشد امر ناشايسته را وقتى كه روايت كرد اينكه ابو جعفر عليه السّلام گفت . و حال آنكه در اين روايت راستگو نبود ابن عطا ، دفن كردم عمّ خود را پس واگذاشتم او را مصافحه‌كننده خشت و خاك نمناك . نگفته است اين سخن را ابو جعفر عليه السّلام هرگز و اگر گفته باشد مىگويم من كه ابو جعفر عليه السّلام گفته است اين قول را از روى تقيه . و مر ابو هاشم حميرى راست وقت رجوع از مذهب باطل به مذهب حق :
تجعفرت باسم اللَّه و اللَّه اكبر * و أيقنت انّ اللَّه يعفو و يغفر و دنت بدين غير ما كنت دائنا * به و نهانى سيّد النّاس جعفر فقلت فهب انّى قد تهوّدت برهة * و الّا فدينى دين من يتنصّر فلست بغال ما حييت و راجع * الى ما عليه كنت أخفي و أضمر و لا قائل قولا لكيسان بعدها * و ان عاب جهّال مقالى و اكثروا و لكنّه من قد مضى لسبيله * على أحسن الحالات يقضي و يؤثر « 1 »
؛ يعنى جعفرى شدم ( يعنى به امامت ابو عبد اللَّه امام جعفر صادق عليه السّلام گرويدم ) به نام خدا و خدا بزرگ است . و به يقين دانستم كه اللَّه تعالى عفو مىكند و مىآمرزد گناهان را و اعتقاد كردم به دينى غير آنچه گرويده بودم به آن دين و نهى فرمود مرا
هامش
( 1 ) . « كمال الدين شيخ صدوق » ص 34