تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
از براى ايشان بر اينكه او سزاوارتر است از همهء مردم به مقام امير المؤمنين عليه السّلام و استدلال كرده‌اند اين طايفه دو قول خود كه او مهدى است به قول پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه فرموده است : « لن تنقضى الايّام و اللّيالي حتّى يبعث اللَّه عزّ و جلّ رجلا من اهل بيتى اسمه اسمى و كنيته كنيتى و اسم ابيه اسم ابى ، يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا » « 1 » ؛ يعنى منقضى نمىشود ايام و ليالى تا آنكه برانگيزاند حق تعالى مردى را از اهل بيت من كه نام او نام من باشد و كنيت او كنيت من باشد و نام پدر او نام پدر من باشد ، پر كند آن مرد زمين را از قسط و عدل همچنان كه پر شده است از ظلم و جور . و اين طايفه مىگويند كه از جملهء نامهاى امير المؤمنين عليه السّلام عبد اللَّه است ؛ زيرا فرموده است امير المؤمنين عليه السّلام كه من عبد اللَّه‌ام و برادر رسول صلّى اللَّه عليه و آله‌ام و من صدّيق اكبرم نمىگويد اين سخن را غير از من و بعد از من مگر كسى كه كذّاب و بهتان‌كننده باشد . « 2 » و اين جماعت استدلال كرده‌اند بر حيات محمد بن حنفيه كه او را امام مىدانند به اين روش كه هر گاه ثابت شد امامت او و اينكه او قائم آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله است ، پس باطل خواهد بود كه ديگرى غير از او ، امام باشد و جايز نيست اينكه بميرد پيش از ظهور ؛ زيرا خالى مىماند زمين از حجتى از جانب اللَّه تعالى . پس ناچار است بنا بر صحت اين سخنان كه او زنده باشد و غايب تا آخر الزمان . و به درستى كه اين طايفه همگى رفته‌اند بر اينكه محمد بن حنفيه رحمه اللَّه امام است بعد از امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و حكايت شده است از بعضى « كيسانيّه » كه
هامش
( 1 ) ر . ك : « وفيات الأعيان ابن خلّكان » 4 / 170 ، « مسند احمد » 1 / 622 حديث شماره 3561 . همچنين جهت توضيح بيشتر اين حديث و صحت و سقم آن در بارهء محمد حنفيّه ، مراجعه شود به : « تنقيح المقال مامقانى » 3 / 112 چاپ سه جلدى . ( 2 ) « تاريخ طبرى » 2 / 223 - 224 .