؛ يعنى محمد صلّى اللَّه عليه و آله كه پيغمبر است برادر من و مانند من است . و حمزه كه سيّد شهداست عم من است . و جعفر كه چاشت و شام مىپرد با فرشتگان برادر من است از مادر . و دختر محمد صلّى اللَّه عليه و آله آرام دل من و عروس من است كه آميخته است گوشت او به گوشت و خون من . و دو فرزندزادهء احمد صلّى اللَّه عليه و آله دو فرزند مناند از دختر محمد صلّى اللَّه عليه و آله پس كيست در ميانهء شما كه او را بهره و نصيبى باشد مانند بهره و نصيب من ؟ پيشى گرفتم بر همهء شما به سوى مسلمان شدن بنا بر آنچه بود از فهم من و علم من .
و واجب گردانيد ولايت را از براى من در حالتى كه اين ولايت همتا و مانند ولايت او بود صلّى اللَّه عليه و آله بر همهء شما دوست من كه محمد است صلّى اللَّه عليه و آله در روزى كه نازل شد آن حضرت نزديك درختهاى عظيم خم .
شيخ - ايّده اللَّه - مىفرمايد به درستى كه اين شعر كفايت مىكند بيان تقدم ايمان امير المؤمنين عليه السّلام را بر همهء مردمان و روشن مىكند وقوع آن ايمان را بر وجه كمال معرفت و نهايت يقين . در اين شعر مندرج است كه آن حضرت عليه السّلام امام است نه ديگرى بعد از رسول صلّى اللَّه عليه و آله از روى گفتهء پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم كه صريح است در جانشينى امير المؤمنين عليه السّلام پيغمبر را صلّى اللَّه عليه و آله .
شيخ مىفرمايد : و از جمله آنچه تقويت مىكند تقدم ايمان آن حضرت عليه السّلام را و وقوع آن را بر وجه كمال ، آن چيزى است كه روايت كرده آن را عبد اللَّه بن اسود كندى از محمد بن عبيد اللَّه بن ابى رافع از پدر خود از جد او كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله نماز گزارد روز دوشنبه و خديجه در همان روز با او نماز گزارد و دعوت كرد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله على بن ابى طالب عليه السّلام را به سوى نمازگزاردن با او صلّى اللَّه عليه و آله در روز سه شنبه .
پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه مهلت ده مرا تا ملاقات كنم با ابو طالب . پس پيغمبر فرمود كه اين دعوت من تو را به نماز امانت است نزد تو . پس على عليه السّلام فرمود هر گاه اين امانت است پس البته من مسلمان شدم
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 511
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥١١