تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
باشد . با آنكه روايت از عمرو بن عبسه مختلف شده با وجود آنكه راوى از او همين ابو امامه بوده . به درستى كه ابو امامه روايت كرده از عمرو بن عبسه در حديث ديگر بر اينكه او گفته رفتم به سوى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در كنار آبى كه آن را عكاظ مىناميدند . پس گفتم به او كه يا رسول اللَّه كيست كه متابعت كرده تو را در اين دعوتى كه مىكنى ؟ گفت : آزاده و بنده‌اى . پس آن حضرت اقامت نماز كرد و نماز گزاردم در عقب آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله من و ابو بكر و بلال و من آن روز ، چهارم مسلمانان بودم . شيخ مىفرمايد كه مختلف شد لفظ و معنى در اين دو حديث و حال آنكه راوى يك كس است ؛ زيرا ابى امامه از عمرو بن عبسه يك بار مكه نقل كرده و بار ديگر عكاظ و يك بار پنهان بودن پيغمبر را صلّى اللَّه عليه و آله ذكر نموده و بار ديگر ظاهر بودن آن حضرت را صلّى اللَّه عليه و آله به نحوى كه اقامت نماز مىكرده و مردم با او صلّى اللَّه عليه و آله نماز مىگزارده‌اند و هر گاه حديث او واحد باشد و سند نيز واحد باشد و مختلف شود لفظ و معنى ، البته البته فاسد و باطل مىباشد . و اما حديث شعبى پس به تحقيق معارضه مىكند با آن حديث ديگر از شعبى از طريق صلت بن بهرام كه دلالت مىكند بر تقدم ايمان امير المؤمنين عليه السّلام بر همهء مردمان پس از درجه اعتبار ساقط باشد . با آنكه در آن حديث شعبى تقدم ايمان ابو بكر را به ابن عباس نسبت داده و حال آنكه مشهور از ابن عباس خلاف آن است . آيا نظر نمىكنى به ( 30 ) حديثى كه ابو صالح روايت كرده از عكرمه از ابن عباس كه او گفته كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله گفت : صلوات مىفرستادند ملائكه بر من و بر على بن ابى طالب عليه السّلام هفت سال . « 1 » پرسيدند از آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله كه چرا چنين بود اى رسول خدا ؟ فرمود كه نبود با
هامش
( 1 ) « مناقب خوارزمى » ص 53 .