و چه عجيب و غريب است آنچه حق سبحانه و تعالى مىكند به اهل باطل ، به مرگ مىاندازد ايشان را و بر طرف مىكند توفيق را از ايشان تا آنكه بىخبر به اختيار خود داخل مىشوند در آنچه از آن گريزانند .
[ حديث ابو بكر در باره على ع ]
شيخ - ايّده اللَّه - مىفرمايد با آنكه در برابر حديث ابو نضره حديثى ديگر از ابو بكر روايت كردهاند كه باطل مىسازد حديث ابو نضره را و حال آنكه سند آن حديث ، محكمتر است از سند اين . و آن حديث را روايت كرده على بن مسلم طوسى از زافر بن سليمان از صلت بن بهرام از شعبى كه او گفته كه عبور نموده على بن ابى طالب عليه السّلام با اصحاب خود روزى بر ابو بكر ، پس سلام نموده و گذشت .
ابو بكر گفت هر كه شاد شود از ديدن كسى كه مقدم است بر همهء مردمان در اسلام و نزديكترين همهء مردمان است به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به حسب خويشى و عظيمترين همه مردمان است به حسب راه نمودن به پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و آله و فاضلترين همه ايشان است در اينكه نفع رساند از جانب پيغمبر به امت . پس بايد كه آن كس نظر كند به على بن ابى طالب عليه السّلام .
شيخ مىفرمايد به درستى كه اين حديث باطل مىكند آن چيز را كه ادعا كردهاند طايفهء عثمانيه كه ابو نضره در حديث گذشته به ابو بكر نسبت داده است ؛ زيرا بنا بر اين حديث ، ابو بكر خود اعتراف كرده بر اينكه امير المؤمنين عليه السّلام مقدم بوده در اسلام براو .
و اما حديث عمرو بن عبسه ، پس مىگوئيم كه سند اين حديث ابى امامه است و خلافى نيست در اينكه ابى امامه منحرف بوده از امير المؤمنين عليه السّلام و از جملهء اصحاب معاويه است و ما از اين درگذريم در همين حديث عمرو بن عبسه شهادت داده از براى نفس خود كه در آن روز ، چهارم مسلمانان بوده .
و اين معلوم است كه شهادت كسى در حق خودش مقبول نيست مگر آنكه معصوم باشد يا دليلى دلالت كند بر صدق آن كس . و هر گاه شهادت او در حق خودش مقبول نبوده باشد كه يك جزو حديث است پس كل حديث او باطل