تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
معروف بود در زمان سابق هر آينه اخلال نمىكرد به ذكر اين « سيد اسماعيل بن محمد » در اشعار خويش و ترك نمىكرد نظم كردن آن را با وجود اغراق وى در ذكر فضائل ، آنچه شنيده نشده است مگر از او ، پس اگر راست گوئيد شما را چه بوده است باعث كه او ذكر نكرده است نصّ جلى را و اعتماد نكرده است بر آن در چيزى از گفتگوهايش و حال آنكه اين است اصلى كه عمل به آن كرده مىشود اگر ثابت شود . پس من گفتم : از خاطر تو رفته است اى شيخ مواضع گفتگوهاى سيد مذكور در باب نص به سبب عدول تو از عنايت و اهتمام به روايت شعر اين سيد ، و اگر صرف مىكردى تو طاقت خويش را در تتبّع قصائد وى ، هر آينه مىدانستى آنچه خفى است از تو در اين باب ، و ساكت مىگردانيد تو را دانستن آن از اعتماد بر چيزى كه اعتماد كرده‌اى بر آن ، خلوّ شعر سيّد از نص جلى چنان كه ذكر كردى تو در استدلال به اين .

[ اشعار سيد حميرى در باره امارت على ع ]

پس به تحقيق كه گفته است سيد اسماعيل بن محمد « 5 » در قصيده « رائيه » :
الا الحمد للَّه حمدا كثيرا * ولىّ المحامد ربّا غفورا
هامش
( 5 ) . اسماعيل بن محمد حميرى ملقّب به « سيّد » و « سيّد الشعراء » از شاعران جليل القدر و عظيم الشأن مىباشد و تمام همّتش را به كار گرفته بود تا همه فضائل على عليه السّلام را به نظم بكشد چنان كه صاحب الأغانى از مدائنى نقل مىكند كه سيد حميرى مىگفت هر كسى فضيلتى براى على عليه السّلام ذكر كند كه من در باره آن شعرى نگفته باشم ، اين اسب را به عنوان جايزه به او خواهم داد . در اين هنگام مردى فضيلتى براى على عليه السّلام ذكر كرد و سيد حميرى آن اسب را به او عطا نمود و در همان لحظهء آن فضيلت را به شعر و نظم كشيد . سيد حميرى در سال 179 هجرى قمرى در بغداد چشم از جهان فرو بست . ر . ك : الكنى و الالقاب 2 / 334 - 339 ، كامل بهائى 1 / 54 .