تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
زيرا به نصّ حضرت پيغمبر در شأن امير المؤمنين عليه السّلام اسلام احتياج به اختيار مردم و بيعت ايشان نبود و به درستى كه دلالت مىكند بر اينكه بيعت عباس با امير المؤمنين عليه السّلام نه از براى ثبوت امامت بود ، بلكه از براى عهد در نصرت و جهاد بود . قول عباس كه گفته است مردم بگويند كه عم رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله بيعت كرد با پسر برادر خود و هيچ كس مخالفت نكند با تو . پس عباس در اين قول معلّق ساخته است اتفاق مردم را به بيعت و چگونه اتفاق مردم را به بيعت معلّق مىتوان ساخت اگر نه آن بيعت ، بيعت حرب و جهاد باشد تا دشمنان بترسند و حذر كنند از مخالفت ؛ زيرا اگر بيعت عباس با امير المؤمنين عليه السّلام به واسطهء آن باشد كه او به اجتهاد و اختيار خود امير المؤمنين عليه السّلام را امام كرده مانع مخالفت مردم نمىشود ، بلكه اين معنى وسيلهء تفرّق از او و دست آويز نمودن هر قبيله‌اى است اجتهاد خود را در اختيار امام . آيا نمىبينى به جواب امير المؤمنين عليه السّلام كه به عباس گفت : اى عمّ ، به درستى كه من اشتغال دارم به رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و متوجه امرى كه تو به من تكليف مىكنى نمىتوانم شد . و از اين جواب ظاهر مىشود كه بيعت عباس از براى عقد امامت نبوده است و الّا اشتغال به رسول اللَّه مانع آن نمىبود ، بلكه اگر بيعت عباس از براى حرب و جهاد باشد مشغول بودن به رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله مانع آن مىتواند شد . آيا نمىبينى وقتى كه مبالغه كرد عباس به امير المؤمنين عليه السّلام در باب بيعت ، آن حضرت در جواب گفت كه اى عمّ ، به درستى كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله وصيت كرده است به من كه شمشير نكشم بعد از او تا آنكه مردم از روى طوع به جانب من بيايند . و امر كرد به من كه قرآن را جمع كنم و خاموش باشم تا آنكه خداى تعالى بگرداند از براى من راه بيرون شدن را . « 1 » پس معلوم شد از اين سخن كه بيعت عباس از براى امامت نبوده بلكه از براى جنگ و جهاد بوده چنان كه ما گفتيم . وجه ديگر و آن آنست كه قوم چون انكار نص پيغمبر در شأن امير المؤمنين عليه السّلام
هامش
( 1 ) ر . ك : « اسرار آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله كتاب سليم بن قيس » ص 559 - 561 .