عايشه بر خبر ذو الثّديّه كه سركردهء خوارج بود ، پيش از آنكه واقع شود آن قضيه .
و ما تسليم شويم كه آن حضرت عليه السّلام ذكر نمود جنگ اهل بصره را از پيش خود و بدون اينكه از پيغمبر خدا شنيده باشد ، آيا آن حضرت از كجا دانست حال قاسطين و مارقين را ؟
و حال آنكه ظاهر نبود از ايشان در آن وقت كه آن قول را فرمود اثر عداوتى كه به آن استدلال توان كرد بر وقوع جنگ با اين دو طايفه ، بلكه مارقين در آن وقت از اصحاب خاص آن حضرت عليه السّلام بودند . و چگونه تعيين فرمود « ذو الثّديه » را در قول خود و حكم جزم كرد به گمراهى براو . و فرمود كه او سركردهء قوم خوارج خواهد بود و حال آنكه در آن وقت او يكى از دوستان آن حضرت عليه السّلام بود .
پس اگر گويند كه آن حضرت ندانسته سخنى گفت و به حسب اتفاق درست افتاد ، بنا بر اين عقل تجويز خواهد كرد كه آنچه عيسى عليه السّلام خبر داده به اصحاب خود از كارهاى ايشان و خوردن و آشاميدن ذخيرهها كه گذاشته بودند در خانهها از روى ندانستگى خبر داده باشد و به حسب اتفاق درست افتاده باشد .
و همچنين جميع آنچه خبر دادهاند از چيزها پيغمبران عليهم السّلام پيش از آنكه واقع شود آن چيزها .
و همچنين خبرهاى پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و آله از چيزها پيش از وقوع ، مجوّز خواهد بود نزد عقل كه از روى ندانستگى گفته باشند و به حسب اتفاق درست افتاده باشد .
و اين سخن طعن است بردين و بيرون رفتن است از قول اهل ملت جميعا و به عمر خود سوگند مىخورم كه اين قسم سخن لايق است به مذهب نظّام به واسطه الحادى كه داشته . و اگر آنچه خبر داده آن حضرت عليه السّلام از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و خبر دادنهاى او عليه السّلام از چيزها پيش از وقوع دلالت مىكند بر آنكه نه از روى حدس و ظن و ندانسته سخن گفتن بوده .
پس به تحقيق كه باطل شد آنچه آن دو مرد گفتهاند . و اين خود مشخص است كه اخبار آن حضرت از وقايع قبل از وقوع آنها يا از روى ندانستگى سخن گفتن
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 428
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٢٨