السلطنه ، معتضد الخلافه ، باسط بساط امانت ، ممهّد قواعد ديانت ، ناهج مناهج راست روى ، ناظم مناظم حقگويى و حق شنوى ، دلجوى خلايق ، پيشنهاد ضميرش پيش بينى مصالح دولت ، اولين نظر دبير تدبيرش در بارگاه شاهنشاهى پيشرو امرا ، طراز خلعت مخدوميش خادمى فقراء ، لعل گرانبهاى قائمهء تخت شهريارى ، گوهر زينت بخش به آيهء كرسى جهاندارى ، سعادتيار ، بلند اقبال ، پرده دار سرادق عظمت و جلال .
با وجود آنكه اعتبار خاقان سليمان مكان پايهء منزلتش را از آسمانها گذرانيده پيوند خاكيان عزّ و مسكنت نگسلانيده ، و با آن همه قدر و مرتبت كه از جمشيد زمان خود يافته ، سر انگشتى پاى ادب از حدّ بندگى نگذرانيده .
موفّق الخيرات مؤسّس المبرّات پيوسته در حرم عبوديت و انقياد ، مقيم مقام لبّيك ، حاجى الحرمين الشّريفين « احمد بيك » كه قباب عمرش با طناب خلود مطيّن است و خيام ايّامش به اوتاد دوام موثّق ! مفيد اين معنى بود كه كتاب « مجالس » شيخ الاسلام و المسلمين برهان الموحّدين غياث الفرقه الناجية شهاب مروّة الفئة الباغية ، مفيد الدين محمد بن محمد النعمان - عليه شآبيب الغفران من الملك و الدين - را كه مشتمل بر بسى از فوائد و معانى دقيقه و مناظرات لطيفه است و الحقّ هر بابى از آن بوستانى است پرگل و ريحان و روضهاى است مزيّن به لالهء نعمان و هر مجلسى از آن به زينت مملوّ از نكتههاى غريب تمام ، قدسى وطن و فكرهاى نازك جمله گل پيراهن ، ترجمه كنم تا فايدهء آن عام و اثرش در روزگار تمام باشد .
زيرا كتاب مزبور به زبان عربى تأليف شده و اكثر ساكنان بلاد عجم از معرفت آن بىبهرهاند ، امتثالا لامره العالى در اين مطلب اعلى و مقصد اسنى شروع كردم و اهتمام تمام را در سر انجام اين شغل شگرف بر ديدهء دل فرض عين شمردم . « 1 » و من اللَّه التوفيق
هامش
( 1 ) . شايان ذكر است بعضى از جملات خطبه نامفهوم بود ولى چون در نسخههاى خطى به همين شكل آمده بود ، تصرفى در عبارات آن نكرديم . ( مصحّح ) .