تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
طلحة بن عبيد اللَّه . و اين سخن خبرى است كه اتفاق كرده‌اند بر آن راويان اخبار از قول اسدى در وقتى كه ديد دست طلحه كه اول دستى بود كه خورد بر دست أمير المؤمنين عليه السّلام از براى بيعت و قول اسدى « 1 » بود از روى تأسّف و تحسّر گفت « إنّا للَّه » اول دستى كه خورد بر دست أمير المؤمنين عليه السّلام دستى بود كه شل بود نزديك است كه امر امامت آن حضرت عليه السّلام از شومى دست او به تمام نرسد . « 2 » بنا بر اين ، چگونه طلحه از روى جبر و اكراه با آن حضرت بيعت نموده باشد . و حال آنكه اول كسى كه دست زد بر دست آن حضرت عليه السّلام براى بيعت ، طلحه بود . و به تحقيق خطبه أمير المؤمنين كه مشهورترين خطبه‌هاى آن حضرت عليه السّلام است و در آن خطبه حال بيعت خود را ذكر فرموده كشف مىكند از براى تو و ظاهر مىسازد اين معنى را كه آن حضرت هيچ كس را از امت دعوت نفرموده به بيعت خود بعد از كشته شدن عثمان . و مضمون آن خطبه آن است : « فتداك النّاس علىّ كتداك الابل على حياضها حتّى وطئ الحسنان و شقّت اعطافى و قيل لى إن لم تجبنا الى البيعة الحقناك بابن عفّان » « 3 » ؛ يعنى كوفتند مردمان يك ديگر را از براى بيعت كردن من مثل كوفتن شتران يك ديگر را از براى آب خوردن از حوض ، تا به حدى كه پامال شدند امام حسن و امام حسين و شق كرده شد اطراف رداى من و گفتند به من كه اگر اجابت ما مكنى به بيعت ، هر آينه ملحق مىسازيم تو را به عثمان بن عفّان . و به درستى كه هيچ كس خلاف نكرده در اينكه أمير المؤمنين عليه السّلام در وقت قتل عثمان پنهان بود از اكثر مردم . و چون كشته شدن عثمان محقّق شد آن حضرت عليه السّلام پناه مىبرد به پشت ديوارهاى مدينه از خوف آنكه مبادا مردم بگويند كه
هامش
( 1 ) اسم اين مرد « قبيصة بن ذويب » بود . ( 2 ) « أنساب الاشراف » 3 / 8 . ( 3 ) « نهج البلاغه ، ترجمه شهيدى » ص 11 ، خطبه سوّم ، با مختصر تفاوت .