اهل خود را يا اينكه رخت بپوشانيد ده مسكين را .
و تو اى حجازى مىگوئى اگر رخت بپوشاند يك مسكين را ده مرتبه ، مجزى است پس چگونه مىتوان گفت كه من رد كردم قرآن را در اطعام و تو رد نكردهاى آن را در رخت دادن . اگر نباشد تحكّمى كه هيچ فايده ندارد .
شافعى حجازى گفت : عراقى باطل كرده است حدود خداى تعالى را از آن جمله اين است كه مىگويد اگر ديوانه زنا كند به زن صحيح ، حد واجب نيست بر آن دو و اگر زنا كند مرد صحيحى به زن ديوانه ، واجب است حد بر مرد و اين تناقض است .
حنفى عراقى گفت : حجازى مىگويد اگر ديوانه جماع كند به زن صحيح خويش در ماه رمضان و آن زن روزه داشته باشد كفاره نيست بر آن زن و اگر جماع كند مرد صحيحى به زن ديوانهء خود واجب است بر آن مرد كفاره . پس او نيز مناقضه كرده است و داخل شده است در آنچه عيب كرد .
شافعى حجازى گفت : عراقى مساوى مىداند خون اهل كفر را با خون اهل اسلام و مىگويد كفار مىكشند مسلمان را و اگر او بكشد كافرى را و همچنين اهل ذمه مىكشند اهل اسلام را به قصاص با آنكه خداى تعالى فرموده است :
وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا
« 1 » ؛ يعنى نگردانيده است خداى تعالى بر اهل كفر راهى و تسلطى بر اهل ايمان . پس چگونه جايز است كه ايشان تسلط بر قتل مسلمانان داشته باشند .
حنفى عراقى گفت : تو نيز اى حجازى شريكى با من در مثل اين . زيرا مىگوئى اگر قاطع الطريق بكشد شخصى از اهل ذمه را مىكشند او را در عوض يا از گلو مىكشند و « مزنى » « 2 » پيش از تو گفته است اگر مسلمانى بكشد ذمى را ناگاه بر
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 141 .
( 2 ) منظور ابو ابراهيم اسماعيل بن يحيى مزنى مصرى است كه مصاحب امام شافعى بود . « اللّباب في تهذيب الأنساب » 3 / 205 .