فصل 74 [ مناظره در باره علم امام صادق ع ]
گفت شيخ - ادام اللَّه عزّه - گفت به من روزى بعضى از معتزله اگر آنچه دعوى مىكنيد شما از علمى كه نسبت مىدهيد به جعفر بن محمد و پدر او و پسر او عليهم السّلام حق باشد و شما راستگو باشيد در اين حكايت از ايشان ، هر آينه لازم است واقع باشد از براى ما كه مخالفين شمائيم علم ضرورى به راستى سخن شما ، به حدى كه شك نكنيم در آن همچنان كه واقع است از براى شما علم ضرورى به راستى سخن ما كه حكايت مىكنيم از ابو حنيفه و مالك و شافعى و داود و غير ايشان از فقهاى بلاد ، به اين روش كه روايت كردهاند از براى ما اصحاب اين علما از ايشان .
پس چون به يقين نمىدانيم ما راستى آنچه شما دعوى مىكنيد با آنكه مىشنويم خبرهاى شما را از ايشان و به طول كشيده همنشينى ما با شما دلالت مىكند بر آنكه شما دروغ مىگوئيد در نسبت دادن اين علم به ايشان ؛ و ديگر چيست حال جماعتى كه شمرديم از فقهاى بلاد كه شايع شده از ايشان سخن در فتواى شيوعى كه مانع است از شك در نسبت مذاهب به ايشان .
و حال آنكه امامان شما با آنكه عظيمترند به حسب قدر از فقهاى ما و بزرگترند به حسب منزلت خصوصا با آنچه اعتقاد داريد شما در ايشان از معصوم بودن و بلندى مرتبه و فضيلت بر جميع خلايق و امتياز از خلايق به معجزات و آنچه مخصوصند به آن از جانشينى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و واجب بودن طاعت ايشان بر جنّ و انس . سخن ايشان چنان شيوعى ندارد كه مانع باشد از شك كردن كه آيا ايشان گفتهاند يا نه ، به درستى كه اين منعى بسيار عجيب است .
گفت شيخ - ادام اللَّه عزّه - : گفتم من به آن شخص معتزلى ، به درستى كه جواب از اين سؤال تو بسيار نزديك است به عقل ، ليكن من برمىگردانم سخن تو را كه به من اعتراض كردى بر تو برگردانيدنى كه ميسر نباشد تو را خلاصى از آن مگر به