به سبب آنها كسى كه فضيلت نداشت براو ، و ايشان خوارجاند و جمعى قليل از معتزله مثل اصمّ « 1 » و جاحظ « 2 » ؛ و جماعتى از اصحاب حديث كه انكار كردهاند قتال اهل قبله را ( و چون آن حضرت قتال كرد با ايشان فضيلتش ناقص شد ) و هيچ احدى از امّت نگفته است كه امير المؤمنين عليه السّلام افضل بود پيش خداى تعالى از جميع صحابه و بيرون نرفت از ولايت خداى تعالى و احداث نكرد گناهى و تفضيل يافت براو بعد از آن غير او به سبب عملى كه زياد گردانيد آن غير را بر ثواب آن حضرت و تجويز نكرده است اين را هيچ كس تا اينكه اين قول را اعتبار توان كرد .
[ درماندگى مخالفين در برابر حديث طير ]
پس هر گاه باطل شود اعتبار اين قول به سبب اجماع بر خلافش ساقط مىشود اعتراض تو و اجماع حجتى خواهد بود قائم مقام قول خداى تعالى در صحت مذهب ما . پس آن مرد ديگر جوابى نگفت .
ذكر كرد براى من شيخ - ايّده اللَّه - اين مسأله را بعد از آن روز و زياد كرد براى من در اين زيادتى تحقيقى ، پس لاحق كردم من آن را به اين مسأله . و آن اين است كه گفت آنچه باطل مىكند اعتراض آن سائل را كه تأويل كرد ( 30 ) قول نبى صلّى اللَّه عليه و آله « خدايا بياور براى من دوستترين خلقت را پيش تو » به دوستى در خوردن مرغ با آن حضرت نه دوستى في نفسه به سبب بسيارى ثواب بعد از آنچه ذكر كرديم در ابطال آن .
هامش
( 1 ) عبد الرحمن بن كيسان معروف به « ابو بكر اصمّ » از آن معتزليان انگشت شمارى بود كه تمايل به مخالفت با على عليه السّلام را داشت و معتزليان او را از ميان مخلصان بيرون انداخته بودند . وفاتش سال دويست و به قولى 201 هجرى قمرى بوده است . از جمله كتابهاى او : « الردّ على اليهود » ، « الردّ على المجوس » و « معرفة وجوه الكلام » است . ر . ك : « ترجمه فهرست ابن نديم » ص 313 .
( 2 ) ابو عثمان عمرو بن بحر معروف به « جاحظ » از معتزليان بصره مىباشد و فرقه « جاحظيّه » منسوب به ايشان است . جاحظ جزو عثمانىها به شمار مىآيد و كتاب « عثمانيه » از تأليفات اوست و بر اين كتاب ابو جعفر اسكافى ، شيخ مفيد و سيد احمد بن طاوس ردّ و نقض نوشتهاند . جاحظ حدود نود سال عمر كرد و در سال 255 هجرى قمرى در بصره درگذشت . « وفيات الاعيان » 3 / 470 - 475 ، « هدية الاحباب » ص 131 .